پرینت

از سوء رفتار تا کودک آزاری

     بررسی های به عمل آمده در کانون اصلاح و تربیت نشانگر آن است که 99 درصد کودکان بزهکار دارای والدین زودخشم و مهاجم بوده اند و 80 درصد کودکانی که دست به خودکشی زده اند نیز مورد شکنجه و آزار قرار می گرفته اند و 90 درصد جوانانی که به مواد مخدر روی آورده اند از آزارگری والدین و مربیان خود خاطره ها دارند همچنین 90 درصد والدین کودک آزار خود در کودکی مورد آزار و اذیت و تنبیه بدنی و روحی و روانی قرار گرفته اند .

     برای کودک آزاری در کتاب های لغت تعریفی نیافتیم ولی کارشناسان ، کودک آزاری را تجاوز به حقوق قانونی کودکان و رساندن آسیب بدنی و روانی به آنها عنوان می کنند . یونیسف نیز سوء رفتار یا رفتار مسامحه گرانه و نادرست با کودکان را کودک آزاری معرفی می کند . در ماده 4 بند 1 پیمان جهانی کودک آمده است که« والدین و سرپرستان در برابر اشتباهات کودکان از روشهای نامناسب تنبیه و سرزنش استفاده نکنند. »

     در ماده 30 پیمان نامه نیز آمده است : « هیچ کس حق آزار و اذیت کودکان را ندارد و کسانی که با کودکان بدرفتاری کنند طبق قانون باید مجازات شوند . »

     در تعالیم بزرگان ما بسیار درباره تربیت ، تکریم ( و نه تحقیر ) ، توجه ، تحسین و محبت به کودکان و پرهیز از رفتار خشونت بار آنها سخن به میان آمده است . حضرت علی (ع) می فرماید : کودک امانت خداست ، به امانت خدا جز در سایه حکم خدا نمی توان دست درازی کرد.

     امام رضا ( ع ) به پدری که از خلق بد فرزندش شکوه می کرد و می گفت گاهی خشمگین می شوم و او را کتک می زنم ، فرمود او را نزن بلکه هدایت کن .

     ژان ژاک روسو در کتاب روانشناسی رشد و پرورش کودک می نویسد : تنبیه بدنی و تعیین جریمه و تکالیف شاق ، ریشه درد را خشک نمی کند بلکه علایم درد را تسکین می دهد ، گاه نیز این معامله با کودک ، عقده معلم را تسکین می بخشد و در همه موارد علت ناسازگاری را وخیم تر می کند .

     تاکنون نظریات متعدد در مورد تنبیه ( کودک آزاری ) بیان شده است از آن جمله نظریه جان لاک است که اعمال نفوذ را در تربیت روا می شمارد : « غزالی اما معتقد بود : معلم باید حتی الامکان با ترساندن طفل او را تأدیب کند چنان که موثر نشد او را بزند . صاحب قابوسنامه نیز معتقد است که معلم باد با هیبت باشد و کودک را در صورت کاهلی بزند تا وی بر خود کاملاً مسلط شود . با وجود عقاید گوناگون در مورد تنبیه کردن و تنبیه نکردن هیچ یک از کارشناسان امور تربیتی و روانشناسی کودک تنبیه جسمانی و روانی را در مورد کودکان ه ضروری می دانند و نه تجویز می کنند . اصلاح رفتار کودکان نیاز به مکانیزم هایی که مکمل یکدیگر هستند دارد .

     در مورد ضرب و شتم کودکان در درجه اول شناخت از ضروریات است که راه مبارزه با کودک آزاری را هموار می سازد . با شناخت مسأله کوک آزاری انواع رفتارهای خشونت آمیز که علیه کودکان اعمال می شود تعیین می گردد. در نگاه اول کودک آزاری را تنبیه بدنی ( کتک زدن ) به منظور ادب کردن یا مجازات می شود معنا کرد . درحالی که به جهت عدم شناخت کودک آزاری در کشورمان نه تنها تعریف روشنی از آن در دست نیست بلکه با وجود موارد بی شمار کودکان آسیب دیده هنوز تحقیقات علمی و منسجمی نیز در زمینه کودک آزاری صورت نگرفته است . از طرفی قوانین موجود در زمینه حمایت از کودک نیز کامل نیست . انجمن و نهاد هایی هم برای حمایت و نگهداری از کودک آزاردیده وجود نداشته و معمولاً کودک آزار دیده مجدداً به والدین آزارگر سپرده می شود.

     جهان امروز از نظر علمی و تربیتی کتک زدن و آسیب رساند به کودکان را به منظور ادب یا مجازات نادرست تلقی می کند همچنان که رهبران اسلام نیز همواره والدین و مربیان را از ردن کودکان برحذر می داشتند .

     حضرت علی ( ع ) می فرماید : پندپذیری انسان عاقل به وسیله ادب و تربیت است . چهارپایان و حیوانات اند که تنها با زدن تربیت می شوند . تعلیم و تربیت می بایستی مسبوق به هدف اصلی باشد . تعلیم و تربیت تلاشی کورکورانه یا نوعی آزمون و خطا نیست و مربی حق ندارد اقدام به تنبیه بدنی کند . در حالی که عواقب آن برایش معلوم نیست .

انواع کودک آزاری

     دکتر سعید ممتازی کودک آزاری را به سه دسته آزار جسمانی ، جنسی و بی توجهی نسبت به کودک تقسیم بندی و تعریف می کند.

     دکتر کبری شاکری متخصص زنان و زایمان نیز معتقد است کودکان حتی پیش از تولد مورد سوء رفتار قرار می گیرند . خشونت آگاهانه یا ناآگاهانه نسبت به زن باردار یکی از انواع کودک آزاری قبل از تولد تلقی می شود که می تواند منجر به صدمه یا مرگ جنین شود .

     مسؤول عقیدتی سازمان جهاد کشاورزی نیز معتقد است حرمتی که زن باردار در جامعه اسلامی برخوردار است ، نشأت گرفته از آمیزه دینی ما مسلمانان است که در آن کودک آزاری منع شده است و رأفت اسلامی را تا حدی حساس معرفی می کند که نه تنها آزار جسمی را به کودک روا نمی داند بلکه آزار روحی را نیز نمی پسندد و به فرموده حضرت علی ( ع ) حتی قهر با کودک نباید به طول انجامد .

     دکتر قدرت الله انصاری می گوید : بعد از بررسی و شناسایی آثار فیزیکی کودک آزاری که از انواع شکستگی های سر و دست ، شکست های مارپیچی ، به علت پیچاندن دست یا پای کودک بوجود می آید و یا شکستگی و ضربات به سر و جمجمه که سبب خونریزی مغزی می شود ، داغ کردن ، کبود کردن بازو و یا ران کودک در اثر فشار ، خونریزی چشم ، جدا شدن شبکیه چشم در اثر ضربات آسیب پرده گوشی و انواع سوختگی ها بررسی روانشناختی ، معاینات روانی و مصاحبه با کودک برای تعیین آسیب کلی کودک آزار دیده توسط والدین یا مربیان آزارگر ضرورت دارد .

     کودک آزاری در کشور ما معمولاً جسمی است ولی شکل پنهان تر کودک آزاری جمسی کودک آزاری جنسی است که توسط والدین یا خود کودک برای حفظ آبرو سعی در مخفی کردن آن می رود .

     بیشتر مادران به گمان آنکه با افشای خشونت پدر که موجب آزار کودک شده آبروی خانواده به خطر می افتد و مقابل ظلمی که از طرف پدر خشن به کودک روا داشته می شود سکوت می کنند . کودک آزاری روانی دارای عواقب بسیار وخیم تر از کودک آزاری جسمی است . غفلت و کوتاه آمدن در مقابل اعمال رفتار محبت آمیز و عدم توجه و رسیدگی به رفاه کودکان ، طرد کردن آنان ، عدم تأمین مواد غذایی لازم برای رشد کودک ، بهداشتی نبودن محیط زندگی کودک ، خوار شمردن کودک بطوری که کودک احساس حقارت و پوچی کند ، مزمت او نزد دیگران ، عدم برقراری ارتباط با او ، نپرسیدن از وضعیت مهد کودک ، مدرسه ، بطور کلی مخاطب قرار ندادن کودک ( تحویل نگرفتن ) که معمولاً در خانواده های کم درآمد و حتی مرفه دیده می شود از بالاترین موارد سوء رفتار هستند و در زمره کودک آزاری روانی به شمار می آیند .

     یکی از دلایل اساسی این نوع سوء رفتار ها فقدان یا کمبود منابع اجتماعی – اقتصادی است که سبب می شود اعضای خانواده و مربیان در حین مراقبت از کودکان خود در نتیجه فشار و تنش زندگی دچار خشونت و سوء رفتار شده و موجب آزار کودک شوند . واقعیت این است که عواقب کودک آزاری اعم از جسمی و روانی گریبانگیر جامعه خواهد بود و در جامعه ایی که برای پیشگیری از کودک آزاری قوانینی تصویب نشود مردان و زنان شایسته ای نخواهیم داشت . هر چند که شکنجه و آزار کودکان از دید قانونگذاران پنهان نیست اما جامعه به این پدیده شوم بی تفاوت است و این مسأله هنوز به شکل جدی مورد پیگیری قانونی قرار نگرفته است ، همچنان که اگر والدین فرزند خود را به قتل برسانند مجازاتی ندارند .

     کرامتی ، حقوقدان می گوید تا زمانی که حقوق کودک در کشور ما به رسمیت شناخته نشود و مرجع قانونی برای رسیدگی به مشکلات کودکان وجود نداشته باشد نمی توان به راه حل های مبارزه با این معضل اجتماعی امیدوار بود حتی روز جهانی کودک نیز در کشور ما شعاری بیش نیست .

     دکتر غلامعلی افزود بسیاری از والدین را ناآگاه از حقوق کودک می شناسد و معتقد است که تعدد فرزندان ، عدم آگاهی از تربیت کودک ، اعتیاد والدین ، فشارهای مالی و بیکاری ، پدر یا مادر ناتنی و والدینی که تنبیه کودک را نوعی آموزش انضباطی می دانند می تواند از عوامل کودک آزاری باشد .

     سخن از کودک آزاری تداعی کننده شکنجه و کتک زدن کودک است در حالی که وارد آوردن هر گونه آسیب روحی و روانی و سوء رفتار ، سوء گفتار ، بدگمانی ، به کودک ، جدی نگرفتن کودک ، توجه نکردن به تغذیه و بهداشت کودک ، ترساندن کودک ، تمسخر کودک و ارعاب های روانی مانند حبس کردن در زیر زمین تاریک ، حمام ، انباری و یا محروم کردن از محبت ، تهدید به بریدن گوش ، کشتن ، خرد کردن قلم پا ، ناسزا گفتن توهین آمیز و منت گذاشتن بر سر کودک ، بخشی از رفتار های نا مناسبی است که کودک آزاری محسوب می شود .

     بسیاری از ما نا خواسته به برخی از این رفتار ها اقدام می کنیم که ناشی از شناخت نادرستمان از غایت چنین رفتار هایی است . اگر چه آموزش این مسائل از طریق رسانه ها می تواند موجبات روشنگری خانواده ها را پدید آورد ، اما مهمتر از آن حد و حدودی است که قانون ، برای خانواده ها تعیین و اجرای آن را بدانها دستور می دهد.

پرینت

کودک خلبان

 

پسر بچه در همه درسها نمره عالی گرفت ، حالا همه شرایطش برای ورود به مدرسه تیزهوشان آماده بود.لباسهای کهنه به تن داشت و کفشی که زهوارش در رفته بود ، اما لبخندی باشکوه بر لب داشت.

 مدیر مدرسه از او پرسید : شغل پدرت چیست پسرم؟

 - پدرم مرده.

واقعاً متاسفم ، پس حتماً با مادرت زندگی می کنی؟

- نخیر او هم مرده .

تنها زندگی می کنم.

مدیر لحضه ای به قدو قواره کوچک و نحیف پسر خیره شد ، بغضی به آرامی داشت در گلویش شکل می گرفت.

- کجا زندگی میکنی پسرم؟

توی خیابان ، زیر یک پل.

- پس چطور ، چطور توانستی در درسها نمره بیاوری؟ چطور کتابها را خوانده ای؟

پسر از پنجره به حیاط اشاره کرد ، پیرمردی عصا بدست روی سکوی سیمانی نشسته بود و لبخندی مهربان برلب داشت . او یک معلم بازنشسته بود . روزی که بازنشست می شد ، تصمیم گرفته بود تمام دانش و تجربه اش را وقف بچه های بی خانمان کند تا سواد یاد بگیرند و از نعمت دانش بی بهره نمانند . او حالا چندین فرزند خوانده داشت . که مهندس یا پزشک بودند و هر از گاهی به او سر می زدند .

مدیر پرسید : می خواهی چه کاره بشی؟

پسر با قدرت گفت : می خواهم خلبان بشم .

مدیر دوباره به جسم نحیف و لاغرش نگاه کرد . با خودش گفت هوش بالایی دارد اما جسمش برای خلبانی ضعیف است ، باید از حالا فکری به حالش کرد . مرد خیری را می شناخت ، او مدرسه شبانه روزی داشت که وقف کودکان بی سرپرست بود . از پسر خواست که بنشیند ، بعد همینطور که به پیرمرد درون حیاط نگاه می کرد ، گوشی تلفن را برداشت تا به مدرسه شنانه روزی زنگ بزند.

احمد حسن زاده

پرینت

پدری برای چهار هزار یتیم

     قصه زندگی بعضي از آدم‌ها را نه يكبار و دو بار ، كه اگر ده‌ها بار هم مرور كنی باز هم شيرين و عبرت‌آموز است . قصه پر فراز و نشيبی كه پر است از درس و تجربه. سرگذشت زندگی محمد محمودی ، يكی از همان قصه‌های شنيدنی است. كشتی گير پيشكسوتی كه حالا همه به او پهلوان محمد می گويند و اين لقب نه به دليل قهرمانيهاي ورزشی و مدال‌های رنگارنگش و نه اسم و رسمش در ميان ورزشكاران به او داده شده است. پهلوان محمد سال‌هاست همه زندگی و‌ دار و ندارش را وقف يتيمان كرده است. همه اطرافيانش مي‌دانند به عشق بچه‌های يتيم خودش را از داشتن اولاد هم محروم كرده است و حالا در سال‌هايی كه ميتوانست رخت دامادی را تن بچه‌هايش كند هر روز براي يكي از يتيمان آستين بالا مي‌زند و با فراهم كردن سور و سات عروسيی شان دعاي خير را توشه آخرتش مي‌كند. پهلوان محمد خودش را پدر چهار هزار يتيم می داند و حالا در دوره ميانسالی به عشق همه آنها روز و شب را به هم گره میزند. دارالايتام ورزشكاران شهر ری نام خيريه‌ای است كه محمد محمودی سال‌ها قبل آن را بنيان گذاشت و حالا آن خانه قديمی پدری در محله فيروز‌آبادی ، پناهگاه امنی برای همه بچه‌هايی است كه پشت و پناهی ندارند. همان سال‌هايی كه خيريه را بنا نهاد، هيئتی را هم با همان نام راه انداخت و حالا بيشتر ورزشكاران از قديم و جديد و معروف و گمنام برای شركت در مراسم مذهبی ، حضور در هيئت پهلوان محمودی را به فال نيك ميگيرند.

 

كودكي با طعم فقر و كار
     «كودكی هايم در فقر و نداری گذشت. از 7سالگی كار كردن را شروع كردم. يك روز در بازار قديمی حرم می نشستم و كفش زائران را واكس ميزدم. روزی هم شانسی ميفروختم و يك روز ديگر هم از صبح ديگ باقالی پخته را كه مادرم آماده كرده بود روی يك چرخ كوچك ميگذاشتم و روزی ام را از دست مردم كوچه و بازار ميگرفتم. عاشق كشتی بودم. پدرم روی خوشی به كشتی گير شدن من نشان نميداد اما اين علاقه سبب شد تا پنهانی به كلاس‌های كشتی در شهرری بروم. 10ساله بودم كه شاگرد مغازه خطاطی مرحوم مداحی شدم و بعد از يكی دو سال شاگردی برای خودم يك خطاط تمام عيار بودم. طوري كه در مسابقات دانش‌آموزی مدارس ايران رتبه اول خطاطی را به دست آوردم اما در همه اين سال‌ها فقر سايه به سايه همراه من و خانواده‌ام بود و روزهای سختی را ميگذرانديم.» اين بخشی از سرگذشت محمد محمودی است كه با صراحت برايمان روايت ميكند.

از روزهاي قهرماني تا حبس
      پدرش مخالف بود اما او تمرین كشتی را ادامه داد تا اينكه دوبار در مدت سربازی بعنوان عضو تيم كشتی ارتش ، در مسابقات جهانی مدال طلا را به دست آورد. آن روزها جوان بود و سری پر سودا داشت. ورق روزگار برگشته بود و روزهای خوب از راه رسيده بود تا اينكه چند اشتباه و نامردی رفيقان دوباره روزهای تلخ را برايش رقم زد. محمد محمودي ميگويد : «بدليل چند اشتباه به زندان افتادم و بعد از چند سال با نگاهی نو به زندگی برگشتم. كشتی را ادامه دادم و به‌عنوان مربی تيم‌ملی ناشنوايان انتخاب شدم. تيم‌ملی ناشنوايان در دوره مربيگری من 4 بار به مسابقات المپيك راه پيدا كرد و قهرمان شد.»

در اين خانه به رويتان باز است
      «اوضاع زندگی ام خوب شده بود و ديگر از فقر و نداری روزهای كودكی خبری نبود. نام پدر و مادرم را براي زيارت خانه خدا نوشتم تا به مكه بروند. مادرم آماده سفر شد اما پدرم به من گفت كه پول مكه را به خودم بده تا با آن 10 خانواده يتيم را حمايت كنم. جرقه كار خير و يتيم‌نوازی همان زمان در ذهن من روشن شد. 10 خانواده يتيم را حمايت كرديم و اين آغاز راه بود. طعم فقر و نداری را چشيده بودم و به همين دليل همه هم و غم من اين بود كه آب در دل بچه‌های يتيم تكان نخورد. خانه پدری را وقف خيريه كرديم و نامش را دارالايتام ورزشكاران شهرری گذاشتيم. 10خانواده تبديل به 20 و 30 و همين‌طور تعداد خانواده‌های بی سرپرست تحت پوشش زياد شد تا امروز كه بعد از اين همه سال دوهزار و پانصد خانواده بی سرپرست و بدسرپرست زير چتر حمايتی خيريه دارالايتام هستند.»

 

من 4هزار فرزند دارم
      «بخشندگی پول زياد نمی خواهد، جرئت زياد می خواهد. در زندگی ام ياد گرفتم كه جسور باشم و شاكر خداوند. معتقدم براي تشكر از خدا بايد سراغ آنهایی برويم كه خدا دوستشان دارد. اين بچه‌های يتيم هستند كه خداوند نسبت به آنها عشق می ورزد ومن هم عزتی كه امروز دارم را مديون اين بچه‌های يتيم‌ هستم. با دعای خير آنها بود كه من در چهار دوره المپيك توانستم عنون قهرمانی را براي تيم‌ملی ناشنوايان به دست بياورم. هر وقت گره‌ای در كارم می افتاد به يكی، دو نفر از اين بچه‌ها زنگ ميزدم و از آنها ميخواستم برايم دعا كنند و واقعاً هم دعايشان در حقم گيرا بود و ورق بر ميگشت.» پهلوان محمودی با افتخار ميگويد: «من پدر چهارهزار يتيم هستم و به عشق آنهاست كه زندگی ميكنم. به عشق اين بچه‌های يتيم بچه‌دار هم نشدم. اما ترجيح دادم همه مهر و محبتم را نثار اين كودكان بی سرپرست كنم. حالا گذشته از حمايت مالی براي اين بچه‌ها پدری ميكنم. هر كدامشان كه بخواهند داماد شوند برايشان خواستگاري ميروم. خدای ناكرده اگر گرفتار خطایی شوند و مشكلی برايشان پيش بيايد پادرميانی ميكنم و همه لذت زندگی ام اين است كه شب دامادی يا عروسی اين بچه‌ها در مجلسشان حضور داشته باشم و برايشان از ته دل آرزوي خوشبختی كنم.»

شما هم همراه ما باشيد
      درهاي خيريه دارالايتام ورزشكاران شهرری در محله فيروزآبادی سال‌هاست به روی همه نيازمندان باز است. از برگزاری جشن گلريزان براي آزادی زندانيان در‌بند و كمك به بيماران سرطاني گرفته تا تهيه سرپناه و رو به راه كردن جهيزيه دختران دم بخت يا دست و پا كردن شغل آبرومند براي پدری كه ميخواهد شرمنده بچه‌هايش نباشد. همه و همه در اين خيريه به لطف تلاش‌هاي پهلوان محمد انجام ميشود و حالا نام خيريه او ورد زبان بيشتر ورزشكاران است. او هيئتی را هم به همين نام در محل خيريه تأسيس كرده تا ذكر اهل‌بيت(ع) راهگشای مشكلاتشان باشد. محمد محمودی ميگويد: «من براي خيريه در طول اين سال‌ها هنوز از هيچ ارگان يا سازمانی كمك نگرفته‌ام. در اين مجموعه نه كارت معاينه، نه پايگاه يا شماره حسابی داريم كه بخواهيم به كسي ارائه كنيم. هر كسی ميخواهد كمك كند خودش به خيريه می آيد و با كمك‌هايش دست نيازمندان را ميگيرد. روزهاي جمعه به توزيع سبدهای غذایی ميان نيازمندان اختصاص دارد. اگر شما هم ميخواهيد باری از دوش كسی برداريد و در ثواب خير كمك به يتيمان شريك باشيد ميتوانيد همراه ما شويد.»

بهنام ابوالقاسم پور
يك پهلوان واقعي

«از روزي كه وارد هيئت ورزشكاران شهرري يا بهتر بگويم دارالايتام ورزشكاران شهرري شدم پهلوان محمد را مي‌شناسم. شايد در اين دوره و زمانه پيدا كردن آدم‌هايي كه اين‌طور به مال دنيا بي‌توجهي كنند كار سختي باشد اما يكي از همين آدم‌ها محمد محمودي است كه در ري زندگي مي‌كند و همه‌دار و ندارش را وقف فقيران و يتيمان كرده است.» بهنام ابوالقاسم‌پور از مرام پهلواني پهلوان محمد مي‌گويد. از اينكه ورزشكار بودن و قهرمان ماندن فقط به زور بازو نيست. او مي‌گويد: «بسياري از ورزشكاران درس پهلواني را بعد از همنشيني با پهلوان محمودي آموختند و من هم يكي از همان آدم‌ها بودم. حمايت از 4هزار بچه يتيم كار راحتي نيست. روزهاي جمعه پهلوان محمد در دارالايتام ورزشكاران شهرري را به روي همه فقيران و نيازمندان باز مي‌كند و دست رد به سينه هيچ‌كسي نمي‌زند. اين روزها جامعه ما به آدم‌هايي از جنس پهلوان محمد بيشتر از هر زمان ديگري نياز دارد.»

 

دكتر محمد حق وردي:
پهلوان محمد حواسش به همه است

     «نام خيريه‌ای كه پهلوان محمودی تأسيس كرده دارالايتام است اما فقط يتيمان نيستند كه دست پر مهر اين مرد روي سرشان است. من مدت‌هاست كه از نزديك با او و فعاليت‌هایی كه در خيريه دارد آشنا هستم. هيچ نيازمندی از چشم او پنهان نمی ماند. حواسش به كارتن‌خواب‌های اطراف شهرری هم هست. هر ماه صدها غذا بين كارتن‌خواب‌هایی كه از همه جا رانده شدند و پولی براي تهيه غذا و سير كردن شكمشان ندارند توزيع ميكند.» اينها را دكتر محمد حق وردی، از فعالان خيريه مي‌گويد و ادامه ميدهد: «هر سال قبل از آغاز ماه رمضان علاوه بر توزيع سبدهای غذايی در ميان خانواده‌هايی كه تحت پوشش خيريه هستند حدود 500 سبد كالا را شبانه ميان رفتگران شهرداری توزيع ميكند. اين مرد بزرگ پشت و پناه معتادان هم هست. بارها شاهد بوديم معتادان را با هزينه خودش در كمپ‌های ترك اعتياد بستری ميكند و تا زمان ترك كردن هزينه زندگي خانواده‌هايشان را هم از طريق خيريه تأمين ميكند. علاوه بر همه اين موارد و تحت پوشش قرار دادن ايتام، چتر حمايتش را روی سر 85 خانواده زندانی انداخته و در كنار تلاش برای آزاد كردن زنداني‌ها حواسش به كم و كسر خانواده‌هايشان هم هست. معمولاً افرادي كه يك خيريه را تأسيس ميكنند خودشان فقط بر روند انجام فعاليت‌ها نظارت ميكنند اما آقاي محمد محمودی از اين قاعده مستثنی است. خودش هميشه وسط ميدان است و تب و تابی كه براي كمك به نيازمندان و رفع و رجوع كردن مشكلاتشان دارد برايم جالب و قابل تحسين است.»

مالك افشاني:
ماشينش را فروخت تا سور و سات عيد يتيمان را تهيه كند

     الفبای كشتی و مردانگی را در ركاب پهلوان محمد محمودی آموخت. از سال 1365 تا همين حالا كه 53 ساله شده همراهش است. ميگويد با بعضي آدم‌ها بايد زندگی كرد و لحظه‌ها را در كنارشان مرور كرد تا معناي واقعی زندگی را دريافت. محمد محمودی را يكی از همان آدم‌هاي نيك روزگار ميداند. مالك افشاني ميگويد: «همه به او پهلوان محمد ميگويند چون مرام پهلوانی دارد. سال‌هاست خودش را وقف بچه‌های يتيم كرده است. اين همراهی چندين ساله با پهلوان محمد در انجام امور خيريه خاطرات و درس‌های بسياري را برايم به يادگار گذاشته است. يك روز خانم سادات، همسر پهلوان از من خواست يك كيسه برنج برايشان ببرم. من برنج درجه يك ايراني را خريدم و در ماشين حاج آقا گذاشتم. موقع برگشت به محض ديدن گونی برنج از من پرسيد امروز چه برنجی بين خانواده‌ها توزيع كردی؟ گفتم برنج پاكستانی. ناراحت شد و گفت اين برنج ايراني را از هرجايی كه گرفتی پس بده و از همان برنجی كه به بقيه دادی براي من هم تهيه كن. هرچه بچه يتيم‌ها ميخورند من و خانواده‌ام هم بايد از همان استفاده كنيم.» بسياری از خيّران زندگيهای پر زرق و برقي دارند و وقتي زندگيشان از همه نظر تأمين ميشود از مال و دارایی شان براي كار خير سرمايه‌گذاری معنوی ميكنند اما افشانی ميگويد: «پهلوان محمد از اين قاعده مستثنی است. خانه بسيار ساده‌ای دارد و وارد خانه‌اش كه ميشوی باور نميكنی كه صاحب اين زندگی ساده چهارهزار يتيم را زير پوشش خيريه‌اش گرفته است. شب‌عيد كه ميشود تا لباس و ارزاق بچه‌های يتيم را تأمين نكند آرامش ندارد. حتي ماشين زير پايش را هم فروخت تا جلوی بچه‌های يتيم شرمنده نشود. سه سال متوالی، خود من در روزهای آخر اسفند ماشينش را فروختم. فيش‌های حج و كربلا و مشهدی كه در مراسم مختلف براي تقدير به‌عنوان خيّر به او هديه ميكنند بين نيازمندانی كه حسرت زيارت به دلشان مانده توزيع ميكند.»

پرینت

روش برخورد با کودک آزاری باید دگرگون شود

     یک وکیل دادگستری با بیان اینکه نحوه و روش برخورد با کودک‌آزاری باید در کشور دگرگون شود و قوانین در این راستا اصلاح شوند، گفت: بهتر بود که وزارت آموزش و پرورش از کلاس اول ابتدایی و در کتب درسی پایه اول، کنوانسیون حقوق کودک را منتشر و آموزش می‌داد.

     حسین احمدی نیاز اشاره به ضرورت اصلاح برخورد با کودک آزاری ، گفت: کودک آزاری های اخیر در مناطقی از کشور ، این سوال را مطرح می کند که علیرغم جرم انگاری این امر پلید ، چرا هنوز هر از چند گاهی شاهد کودک آزاری در کشور هستیم؟ چه زمانی قرار است این ستم از زندگی کودکان رخت بربندد؟ آیا کوتاهی نهادهای دولتی در تداوم آن موثر است؟ آیا ضعف قانون و اشتباه در برخورد با کودک آزاری باعث تداوم آن شده است؟

     وی با بیان اینکه  کودک آزاری بطور کامل در کنوانسیون حقوق کودک منع و محکوم شده و دولت ها ملزم و متعهد به برخورد با آن و تلاش برای ریشه کن کردن آن هستند، گفت: این کنوانسیون امروزه وفق ماده 9 قانون مدنی ایران در حکم قانون داخلی قابلیت استناد دارد و از دیگر سوء قوانین عادی کیفری ما به‌طور کامل کودک آزاری را ممنوع و جرم انگاری کرده‌اند، اما علیرغم این نص قانون هنوز شاهد بروز اشکال متفاوتی از آن در جامعه هستیم.

     احمدی نیاز با بیان اینکه متاسفانه برخورد با کودک آزاری با تشکیل پرونده در مراجع قضایی و صدور حکم و بالاخره محکومیت کیفری حبس برای متهم یا متهمان است، در صورتی که این شیوه نتوانسته راهگشا و کافی باشد، گفت:  پدیده کودک آزاری معلول عوامل متعددی از جمله بیکاری، اعتیاد، رشد ناهنجاری های اجتماعی، سست شدن بنیاد خانواده، طلاق، عدم درک واقعیت کودکان، گرانی و تورم، بحران‌های سیاسی و اجتماعی، فقدان قانون نویسی خوب در عرصه  برخورد با کودک آزاری، سهل انگاری متولیان امر، فقدان آموزش به والدین و کودکان، ضعف نهادهای مدنی، کمبود نهادهای مدنی موثر ، فقدان اختیارات نهادهای مدنی، عدم اصلاح بعضی از قوانین، حق تنبیه بدنی برای والدین در قانون، عدم کارایی اورژانس اجتماعی، نبود تحلیل درست از علل کودک آزاری و بسیاری موارد دیگر است.

     این وکیل دادگستری اضافه کرد: متاسفانه ما عادت به برخورد خشک و خشن با این پدیده های پلید داریم و کمتر کار کارشناسی و تحلیل علمی و آکادمیک با بزهکاران این جرایم داشته ایم. یک کودک حق بازی و شادی کودکانه دارد و کنوانسیون حقوق کودک استانداردهایی برای زیست درست کودکان تدوین و تنظیم کرده که باید شرایط و امکانات آن وجود داشته باشد و دولتها  ملزم به فراهم کردن این استانداردها برای کودکان هستند. از سوی دیگر بسیاری از والدین از بیماری‌های روانی کودکان آگاه نیستند و با کتک کاری کودک درصدد درمان آن هستند. هنوز آمار دقیقی از میزان بیش فعالی کودکان در دسترس نیست و یا اعلام نشده و متاسفانه در بسیاری موارد خانواده ها با کتک کاری این کودکان یا برخوردهای خشن و تنبیه در پی درمان بوده‌اند. این فرهنگ و عرف غلط شیوه  برخورد با کودکان بزرگ‌ترین سنگ‌بنای کودک‌آزاری در کشور است، اگرچه بسیاری از موارد کودک‌آزاری اعلان و منتشر نمی‌شود.

     این فعال حقوق کودک در پایان با بیان اینکه واقعیت مساله این است تا زمانی که در کشور، خانواده‌ها تنبیه و کتک کاری کودکان را یک حق می پندارند، کودک آزاری تداوم خواهد داشت، گفت: باید نحوه و روش برخورد با کودک آزاری در ایران دگرگون شود و قوانین در این راستا اصلاح شوند و به حق و حقوق ذاتی کودکان احترام بگذاریم. ای کاش وزارت آموزش و پرورش از کلاس اول ابتدایی و در کتب درسی پایه  اول، کنوانسیون حقوق کودک را منتشر و آموزش می داد، بلاشک این اقدام تاثیر بسزایی در برون رفت از دیو دهشتناک کودک آزاری می داشت زیرا دولت ملزم و متعهد به رعایت استانداردهای کنوانسیون حقوق کودک برای کودکان این سرزمین است و الزاما باید اعتبارات و بودجه های خاص به آن اختصاص یابد. یادمان باشد این کودکان قرار است آینده  ایران را بسازند.

پرینت

پیش‌بینی مراکز ملاقات فرزندان طلاق با والدین

     پیش بینی محل ملاقات فرزندان طلاق و حضانت با والدین آنها ، در محیطی فارغ از تنش و آسیب اقدامی است که قانونگذار در تبصره ماده 41 قانون حمایت خانواده مصوب1391 و ماده 68 آئین نامه اجرایی این قانون مصوب 1393 به آن اهتمام ورزیده است.

     پیش‌بینی مراکز ملاقات فرزندان طلاق با والدین ، تدبیری برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی به گزارش خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان ، پدیده اجتماعی طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی ، واجد آثار سوء نسبت به زن و مرد ، فرزندان حاصل از طلاق و در نهایت جامعه می‌شود . در این میان ، فرزندان در قبال این آثار سوء، آسیب پذیرتر هستند. در واقع می‌توان گفت که طلاق ، سرمایه و منابع انسانی یک جامعه به ویژه کودکان و نوجوانان را هدف قرار می‌دهد.

در قوانین عادی و به ویژه قانون مدنی، نگاه‌داری از اطفال، هم حق و هم تکلیف پدر و مادر دانسته شده است (ماده 1172 قانون مدنی) و در ادامه و به موجب ماده1173، پدر و مادر مسئول مواظبت و تربیت اخلاقی طفل دانسته شده اند. ضمانت اجرای این نقض تکلیف، می‌تواند سلب حق حضانت پدر یا مادر غیرمسئول باشد.

ماده 1178 قانون مدنی بیان می‌دارد: "پدر یا مادر مکلف هستند در حدود توانائی خود به تربیت اطفال خویش به نحو مقتضی اقدام کنند و نباید در تربیت آنها سهل انگاری و قصوری مرتکب شوند".

ماده 1174 قانون مدنی، در خصوص نحوه ملاقات طفلی که پدر یا مادرش از یکدیگر جدا شده اند بیان می‌دارد: "در صورتی که به علت طلاق یا به هر جهت دیگر، پدر و مادر طفل، در یک منزل سکونت نداشته باشند هر یک از ابوین که طفل، تحت حضانت او نمی باشد حق ملاقات طفل خود را دارد. تعیین زمان و مکان ملاقات و سایر جزییات مربوطه بر آن ها در صورت اختلاف بین ابوین با محکمه است".

رویه معمول در بحث ملاقات طفل با پدر و مادر خود که از همدیگر جدا شده بودند این بود که دادگاه به ملاقات در محل کلانتری حوزه اقامت طفل حکم می‌داد به این نحو که پدر یا مادر متقاضی ملاقات با طفل، با در دست داشتن حکم قضائی( دستور موقت ملاقات فرزند مشترک) به کلانتری حوزه اقامت طفل مراجعه می‌کرد و در آن محل، ملاقات صورت می‌پذیرفت.

بدیهی است که کلانتری‌ها به واسطه فضای فیزیکی، افرادی که به آنجا رفت و آمد می‌کنند محیطی تنش زا و آسیب زا به حساب می آید. در کلانتری‌ها که عمدتاً به پرونده‌های کیفری رسیدگی می‌کنند و در برخی موارد تحقیق از متهم، شاکی یا شهود صورت می‌گیرد محل مناسبی برای ملاقات هر یک از پدر و مادر با طفل نیست.

پدر یا مادری که وابستگی عاطفی وصف ناشدنی به فرزند خود دارد باید در محلی فرزندش را ملاقات می‌کرد که همواره محل درگیری و تنش بود. افرادی که به واسطه ارتکاب جرم در آن محل، حضور دارند یا بزهدیده جرمی واقع شده اند و هر آن، بیم بروز مشاجره و درگیری فیزیکی می‌رود.

حضور طفل در چنین محلی یقیناً واجد آسیب‌های روحی و عاطفی است. رویت صحنه هایی نظیر درگیری فیزیکی، اندام‌های خونین، عربده کشی‌ها و...، علاوه بر آنکه خاطره تلخی از ملاقات طفل با پدر و مادرش بر جای می گذارد موجب می‌شود چنین صحنه‌هایی در ذهن کودک نقش بندد و افزون بر آن که ممکن است در ملاقات‌های بعد، مقاومت طفل را به همراه داشته باشد، موجب آسیب عاطفی و روانی شود.

به واسطه وجود همین آسیب‌ها بود که قضات دادگاه‌های خانواده همواره دغدغه تغییر محل ملاقات فرزندان با والدین را داشتند. تجربه عملی آنان از ارتباط با فرزندان طلاق و همچنین گزارش هایی که از کلانتری‌‎ها می‌رسید موجب شد پیشنهاد تغییر محل‌های ملاقات مورد نظر و مورد استقبال قانونگذار قرار گیرد.

بر همین اساس قانونگذار در قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و به موجب تبصره 1 ماده 41 بیان می‌دارد: "قوه قضائیه مکلف است برای نحوه ملاقات والدین با طفل، ساز و کار مناسب با مصالح خانواده و کودک را فراهم نماید".

در ادامه و به موجب ماده 68 آئین نامه اجرائی قانون حمایت خانواده مصوب 1393 قانونگذار بیان می‌دارد در اجرای تبصره ماده قانون، رئیس کل دادگستری استان موظف است در هر حوزه قضایی، محل یا محل‌هایی را با فضای فیزیکی متناسب یا روحیات اطفال با همکاری و استفاده از امکانات و منابع انسانی سازمان بهزیستی و ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی و بهداشت و درمان یا سایر مراکز ذیربط با تعداد کافی مددکار اجتماعی( به ویژه زنان) و در صورت نیاز، مأمور انتظامی جهت ملاقات والدین با اطفال اختصاص دهد.

بنابراین پیش بینی محل ملاقات فرزندان طلاق و حضانت با والدین آنها، در محیطی فارغ از تنش و آسیب اقدامی است که قانونگذار در تبصره ماده 41 قانون حمایت خانواده مصوب1391 و ماده 68 آئین نامه اجرایی این قانون مصوب 1393 به آن اهتمام ورزیده است.

مرتضی عارفی ، کارشناس معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل استان تهران

ارومیه