پرینت

می خواهی چکاره شوی

جان لنون می گویـد وقتی به مدرسه می رفت ، با پرسش زیـر مواجه شد :

" بزرگ که شدی ، می خواهی چه کاره شوی؟"

می گویـد : من پاسخ دادم می خواهم خوشحال شوم.

آن ها به من گفتنـد که مفهوم پرسش را متوجه نشده ام.

من به آن ها گفتم : این شما هستید که مفهوم زندگـی را متوجه نشده اید.

پرینت

کارگاه مهارت آموزی برای کودکان بی‌سرپرست در ارومیه برگزار می‌شود

        دبیر مؤسسه کشاورزان سبز ارومیه ، گفت: بـرای مهارت‌ آموزی کودکان بی‌سرپرست و یادگیـری فن و حرفه در آینده ، کارگاه مهارت آموزی در رشته پرورش قارچ بـرای مقطع دبیرستان برگزار مـی شود.

 

         هانیه عید نژاد در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) ، منطقه آذربایجان غربی ، افزود: پس از 22 بهمن ماه سال‌جاری ، کارگـاه مهارت‌آموزی در رشته های پرورش قارچ و پرورش گلهای آپارتمانـی به صورت مجزا شامل "تـراریوم" و "بـوم سای" برای کودکان بی سرپرست دبیرستانی در ارومیه برگـزار مـی شود.

 

       وی هدف از این مهارت آمـوزی را خود اشتغالی و ایجاد استقلال مالی در آینـده عنوان کرد . عید نژاد در ادامه گفت: 30 نفر دانش آموز تحت یادگیری این مهارت ها قرار مـی گیرند . دبیر موسسه کشاورزان سبز ، مکان بـرپایی این کارگاه آموزشـی و مهارت آموزی را خانه کودکان و نوجوانان "هانیه" عنوان کـرد.1391/10/02

 

 

 

پرینت

فعالیت 13 خانه نگهداری کودکان بی‌سرپرست در آذربایجان‌غربی

 

 

 

مدیر کل بهزیستی آذربایجان‌غربی خبر داد
فعالیت 13 خانه نگهداری کودکان بی‌سرپرست در آذربایجان‌غربی

خبرگزاری فارس: مدیر کل بهزیستی آذربایجان‌غربی گفت: 13 خانه نگهداری کودکان بی‌سرپرست در آذربایجان غربی فعالیت دارد.

به گزارش خبرگزاری فارس از ارومیه راضیه خدادوست بعد از ظهر امروز در بازدید از خانه‌های نگهداری کودکان بی‌سرپرست ارومیه، اظهار داشت: در حال حاضر 13 خانه برای نگهداری کودکان بی‌سرپرست توسط بهزیستی استان ایجاد شده است.

وی با اشاره به تعداد کودکان بی‌سرپرست در استان، اعلام کرد: در حال حاضر 211 کودک بدون سرپرست در استان توسط بهزیستی نگهداری می‌شوند. 91/10/04

 

 

 

پرینت

کودکان را باید از حقوق خود آگاه کرد

کودک آزاری نیز مانند هر ناهنجاری دیگرکه در جامعه اتفاق می افتد، عوامل بسیاری پشت سر خود دارد، یعنی نمی توان گفت که تنها از یک بعد قضیه قابل بررسی است، مثلا کمبود قوانین یا عدم وجود مجازات های متناسب . این مساله اصلا یک بعدی نیست .درست است که کمبود قوانین مساله بسیار مهمی است ،اما تنها عامل کودک آزاری نیست.عوامل گوناگونی در این موضوع نقش دارند. عوامل فرهنگی واقتصادی از جمله فقر خانواده ها ، عدم اطلاع خانواده از کودک آزاری بدین معنی که برخی از خانواده ها نمی دانند کودک آزاری چیست؟ چنین خانواده هایی از نظر فرهنگی کتک وصدمه به فرزند خودرا حق قانونی خود می دانند و به راحتی بیان می کنند که فرزند خودمان است وتصور می کنند چون کودک وابستگی هایی به آنها دارد باید حس مالکیت نسبت به فرزند داشته باشند وهراقدامی که بخواهند ، می توانند برای کودکشان انجام دهند.ازدیگرعوامل کودک آزاری،  سطح سواد وتحصیلات کم والدین واعتیاد است . اعتیاد یکی از عوامل مهم در کودک آزاری است .

مجموعه این عوامل وقتی در یک جامعه افزایش پیدا کند، منجربه ناهنجاری های اجتماعی از جمله کودک آزاری ، قتل وبسیاری مسائل آزاردهنده دیگر اجتماعی خواهد شد.به عنوان مثال، اخیرا ما در جامعه خود در هفته های گذشته، هر هفته شاهد چاقوکشی ویا قتل بوده ایم خارج از بحث کودک آزاری، این موضع بسیار نگران کننده است ونشان می دهد که جامعه به سمت جرم وجنایت پیش می رود . در گذشته چنین مسائلی بسیار کمتر از حال در جامعه مشاهده می شد، شرایط کنونی جامعه نشان می دهد جامعه ملتهب است واین التهاب از مسائل ومشکلات اقتصادی ،فرهنگی واعتیاد نشات گرفته است ، این جا است که اگر جامعه به همین سمت وسو پیش برود وجلوی آن گرفته نشود، ممکن است در آینده جرایم بیشتری را شاهد باشیم که یکی از این جرایم کودک آزاری است .

کودکان به دلیل اینکه موجودات بی پناهی هستند، احتیاج به حمایت والدین وخانواده دارند واز جمله عاملین اصلی حمایت از کودکان پدر ومادر کودک به حساب می آیند و وقتی که این دو که عامل اصلی حمایت از کودک هستند، خود دچار مشکلات اجتماعی ، اقتصادی وفرهنگی شوند، نتیجه این مشکلات را برسر فرزندان خود خالی می کنند. به همین دلیل مجموعه شرایط ومشکلاتی که در سطح جامعه وجود دارد، باعث شده که گوشه ای از آن را به صورت کودک آزاری ببینیم . از آن جا که کودک آزاری موضوعی بسیار مهم است ، این موضع مانند یک کوه یخی است که اکنون قله آن نمایان شده وزیر این قله یخی بسیاری جرایم دیگر پنهان شده که مساله کودک آزاری خودرا به وضوح نشان داده ، اما اگر این مسیر ادامه یابد ، قطعا مشکلات بیشتری در سطح جامعه خواهیم داشت.

حال باید برای اینکه این مشکلات بیش از این در سطح جامعه بروز پیدا نکند، از عوامل پیشگیری کننده بهره جوییم. ابتدا باید قوانینی برای پیشگیری از افزایش جرم وکودک آزاری در جامعه داشته باشیم که خوب به طبع قانون داریم اما باید این قوانین را کامل تر کنیم. مثلا لایحه حمایت از کودکان موارد بسیار پیشگیری کننده ای دارد و مسائل زیادی را تحت پوشش قرار داده است. مسائل کودکانی که در معرض خطر هستند، اینکه قبل از وقوع جرم می توان از آن جلوگیری کرد و مددکاران می تواننداز بروز کودک آزاری جلوگیری کنند. مجازات هایی برای کودک آزاردر نظر گرفته شده، دخالت سازمان های مردمی ،اطلاع رسانی درباره کودک آزاری وبسیاری موارد دیگرکه در این لایحه آمده است.

همه ما منتظریم که لایحه حمایت از کودکان به زودی به تصویب برسد، حتی در همایشی که در انجمن حمایت از کودکان با حضورمسئولان قوه قضائیه برگزار شد، آنها نیز خواستار تصویب این لایحه بودند، اما این لایحه مدت 3 سال است که هنوز به نتیجه نرسیده ، باید امیدوار بود که با تصویب هرچه سریع تر این لایحه ، خلاءهای قانونی مربوط به کودکان در کشور ما از میان برود.

موضوع دیگری که در بحث کودک آزاری باید به آن پرداخته شود، بالا رفتن سطح آموزش مردم درجامعه است ، یعنی رسانه ها باید بیشتر از گذشته به مساله کودک آزاری بپردازند واینکه اگر شخصی از این موضوع آگاه شد اطلاع رسانی کند تا جلوی آن گرفته شود. متاسفانه در حال حاضر پزشکان مکلف به گزارش کودک آزاری نیستند،بدین معنی که بسیاری از کودک آزاری هایی که اتفاق می افتد با مراجعه به مطب خصوصی پزشکان ویا درمانگاه ها برای درمان کودک آسیب دیده صورت می گیرد، اما پزشک خود را موظف به گزارش این موضوع نمی داند تا حداقل از بروز موارد بیشتر کودک آزاری جلوگیری شود. اگر این مساله حل شود تا حد زیادی تشدید کودک آزاری از میان می رود. همین عوامل به نظر ساده  وکوچک بسیار تاثیرگذار است.

از جمله موارد مهم دیگر که باید درنظر گرفته شود این است که کودک آزاری حتما جسمانی نیست، ممنوعیت از تحصیل نیز نوعی از کودک آزاری است ، خانواده به علت فقرو یا سطح پایین فرهنگی ، مانع می شود بچه به مدرسه برود. باید ما در جامعه ساز وکاری داشته باشیم که آمارکودکان آماده تحصیل را مشخص کند . مثلا اگر 5 میلیون دانش آموز آماده تحصیل در مقاطع ابتدایی و اول دبستان داریم، باید مشخص شود که اگر 400 هزار نفر برای ثبت نام مراجعه نکردند ، سازمان ثبت احوال، وآموزش وپرورش با همکاری یکدیگر این موانع را از سر راه کودکان بردارند .

نکته دیگر این است که اکنون سطح دانش کودکان بسیار فراتر از گذشته شده است و کودکان ما بسیار فهمیده تر از قبل هستند ، این جا مسئولان ورسانه ها باید کودکان را در مدارس ویا از طریق تبلیغات به حق وحقوق خود آشنا کنند وبه آنها یاد بدهند که اگر از سوی والدین ، دوستان و یا هر فردی مورد آزار واذیت قرار گرفتند ، به مراجع ذی صلاح اطلاع دهند ویا از طریق شماره تماس این مراکز کودک آزاری را گزارش کنند. اگر چنین اتفاقی بیافتد ، قطعا با بسیج همگانی می توانیم ، جامعه ای با کمترین موارد کودک آزاری داشته باشم.

پرینت

اعتیاد دانش‌آموزان، شایعه یا واقعیت؟

سعدالله نصیری قیداری سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس از تشکیل جلسه این کمیسیون با اعضای ستاد مبارزه با مواد مخدر خبر داد.

شیرزاد عبداللهی

هفته گذشته سعدالله نصیری قیداری سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس از تشکیل جلسه این کمیسیون با اعضای ستاد مبارزه با مواد مخدر خبر داد. به گفته نصیری در این جلسه مسوولان ستاد، آمارهای نگران کننده را درمورد اعتیاد دانش آموزان مطرح کردند، اما به درخواست آنها قرار شد این آمار مخفی بماند و رسانه ای نشود. نصیری در گفتگو با خبرانلاین گفت: «تنها آماری که می توانم به آن اشاره کنم این است که 30 درصد از دانش آموزان کشور در معرض کشیدن سیگار و قلیان هستند». نماینده زنجان و طارم، رواج مواد مخدر صنعتی نظیر شیشه و کراک در بین دانش آموزان را در وضعیت هشدار دهنده می داند.
این سخن را بارها از زبان کارشناسان و مسئولان شنیده ایم که الگوی اعتیاد در کشور به سرعت در حال تغییر است و مصرف مواد جدید همچون کراک و شیشه رو به رشد است و طی سال های اخیر میانگین سنی اعتیاد در کشور کاهش یافته است. اما مشکل اینجاست که وزیران آموزش و پرورش ازجمله وزیر فعلی تمایل شدیدی به پنهان کردن مشکل و پاک کردن صورت مساله داشته و دارند و تمایلی به بحث درمورد آسیب های اجتماعی و انتشار آمار دانش آموزان معتاد و مبتلا به بیماری هایی مانند ایدز و هپاتیت و حتی دانش آموزان آلوده به پدیکلوز (شپش) و گفتگو درباره روابط دختر و پسر و ناهنجاری در رفتارهای جنسی دانش آموزان ندارند.
تا زمانی که نگاه مسئولان آموزش و پرورش به موضوع اعتیاد دانش آموزی اصلاح نشود، نمی توان انتظار تحولی جدی در برخورد با مساله اعتیاد دانش آموزان داشت. وزیر آموزش و پرورش سال پیش با انتقاد از ارایه آمار دانش‌آموزان معتاد در رسانه‌ها توسط برخی از مسوولان به خبرنگاران گفت: «من اگر آمار دانش‌آموزان معتاد را هم داشته باشم، ارایه نمی‌‌کنم.» حمیدرضا حاجی‌بابایی افزود: «اگر از رییس یک مجموعه‌‌ بپرسند که بین شما چند معتاد وجود دارد آیا این رییس اعلام خواهد کرد چند نفر معتاد دارد؟» وی در پاسخ به این سوال که آیا شما اساسا وجود دانش‌آموز معتاد را در مدارس قبول دارید، می‌گوید: «من منکر نیستم که عده‌ای دانش‌آموز معتاد داریم اما شما بگویید کجای کشور معتاد وجود ندارد؟» حاجی بابایی با اشاره به سخنان عده‌ای که عنوان می‌کنند چرا صورت مساله را پاک می‌کنید و دانش‌آموزان معتاد را به مدرسه راه نمی‌‌دهید، تصریح می‌کند: «مگر معتاد را باید به مدرسه راه داد؟ وی را باید به بیمارستان بفرستیم تا بهبود پیدا کند، چرا که این دانش‌آموز بیمار است و باید پس از بهبود به کلاس درس برگردد.» وزیر‌ آموزش و پرورش تاکید می‌کند: «فرد معتاد در خارج از مدرسه مبتلا شده و این بیماری را به داخل سرایت داده و برعکس این موضوع ممکن نیست. چه‌طور دانش‌آموزی که آنفلوآنزای خوکی دارد را باید از مدرسه بیرون کرد و همه هم می‌گویند خوب است و نباید به مدرسه برود اما معتاد باید به مدرسه برود. حتی اگر‌ آموزش و پرورش هم بپذیرد که دانش‌آموز معتاد از مدرسه اخراج نشود، والدین نخواهند پذیرفت؟ در عین حال راه‌هایی که برای ترک و بازسازی دانش‌آموز معتاد لازم باشد، انجام خواهد شد.»
اما نظر علی عباس‌پور تهرانی متفاوت است. رییس کمیسیون‌ آموزش و تحقیقات مجلس سال گذشته گفت: «در دنیا برای پیشگیری از اعتیاد به ازای هر دانش‌آموز 20 دلار هزینه می‌کنند و این رقم در ایران به ازای هر دانش‌آموز نیم دلار است.» عباسپور افزود: «انکار وجود اعتیاد در بین دانش‌آموزان تنها پاک کردن صورت مساله است و هیچ کمکی به حل وضعیت موجود نمی‌کند.».
برخی گزارش ها حاکی از آن است که سن اعتیاد در سالهای اخیر پایین آمده و به 13 سال کاهش یافته است. معنای این سخن آن است که پای اعتیاد به مدارس و به میان کودکان ما باز شده و دانش آموزان ایرانی در معرض خطر اعتیاد هستند. البته معنای این سخن این نیست که دانش آموزان در مدرسه معتاد می شوند. وجود 2 میلیون معتاد دائمی و حدود سه میلیون معتاد تفننی که پدران و برادران و مادران و خواهران دانش آموزان هستند آنها را در معرض اعتیاد قرار می دهد.
بر اساس آمارهای ستاد مبارزه با مواد مخدر نسبت معتادان پسر به دختر 9 به 1 است. وقتی که چند سال پیش مشاور وقت دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر اعلام کرد 30 هزار دانش آموز معتاد داریم، صدای آموزش و پرورشی‌ها درآمد که این آمار مستند نیست و هیچ مدرکی برای اثبات آن وجود ندارد. نمایندگان مجلس و مسؤولان مرتبط با حوزه کنترل مواد مخدر اصرار داشتند که وضعیت اعتیاد در مدارس نگران کننده است و مدیران آموزش وپرورش انکار می‌کردند. کار به اعتراض سردار احمدی مقدم، دبیر کل سابق ستاد مبارزه با موادمخدر رسید که «آموزش و پرورش دانش آموزان معتاد را اخراج می‌کند و بعد می‌گوید معتاد نداریم. ‌عمده معتادان ما ترک تحصیلی‌ها هستند، آن‌وقت بعضی‌ها می‌گویند یک بروشور هم بدهیم به دانش‌آموزان که بعد هم آنها بریزند زیر پا و بروند.»
مدیرکل دفتر سلامت وزارت آموزش و پرورش سال پیش اعلام کرد که دفتر تحت مدیریت او در حال انجام تحقیقی برای مشخص کردن تعداد دقیق دانش آموزان معتاد است. آموزش و پرورش پیش از این آمار 2400 دانش آموز معتاد را اعلام کرده است که با آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر فاصله زیادی دارد. اما همه این آمارها قدیمی هستند و آموزش و پرورش باید هر سال آمار دانش آموزان معتاد را استخراج و اعلام کند.
آنچه مسلم است آموزش مهارت های زندگی که یکی از اصول آن یادگیری «نه گفتن» در شرایط بحرانی است، هنوز به طور رسمی وارد برنامه آموزشی مدارس نشده است و روش برخورد مدیران مدارس با دانش آموزان معتاد روش حذفی است. به محض شناسایی دانش آموز معتاد، اولیای او به مدرسه احضار می شوند. آنها را شماتت می کنند و می ترسانند و دست آخر، سر آنها منت می گذارند و بی سر و صدا پرونده دانش آموز را تحویل پدر و مادر می دهند و امضای آنها را می گیرند که به میل خود پرونده تحصیلی فرزندشان را تحویل گرفته اند. اولیا، فرزند معتادشان را برمی دارند و می روند، بی آنکه ردی از آنها در جایی مانده باشد. این دانش آموزان رانده شده از مدرسه، معمولاً جذب باندهای توزیع مواد مخدر می شوند. با این روش، موقعی که مدیران آموزش و پرورش ادعا می کنند که دانش آموز معتاد نداریم، نمی توان این ادعا را رد کرد.
اگر مربیان و مشاوران مدرسه آموزش های لازم دیده باشند می توانند قبل از رسیدن دانش آموز به مرحله اعتیاد پیشگیری و یا در مراحل اولیه نسبت به مداوای او اقدام کنند. هیچکس از این نظر دفاع نمی کند که دانش آموز معتاد را کنار دانش آموزان سالم نگه داریم. اگر قبول داریم دانش آموز معتاد بیمار است، باید سازوکاری برای مداوا و بازگشت او به تحصیل ایجاد کنیم. مسوولیت هم تنها بر عهده آموزش و پرورش نیست. اخراج از مدرسه و دادن اختیار دانش آموز به اولیایی که معمولاً صلاحیت تربیتی ندارند، دانش آموز را به مسیر بی برگشت و نابودی سوق می دهد. آموزش و پرورش به جای پاک کردن صورت مساله باید در درجه اول تحقیقات علمی و جامعی درباره اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی در مدارس انجام دهد. محققان آموزش و پرورش توان علمی این کار را دارند و در صورت نیاز می توانند از محققان و مراکز دانشگاهی کمک بگیرند. در مرحله دوم با برانگیختن حساسیت افکار عمومی، بودجه و امکانات لازم را طلب کند و در مرحله سوم، برنامه مناسبی برای آموزش پیشگیری از اعتیاد تهیه کند و به اجرا گذارد. در گام چهارم، سازوکار مناسبی برای درمان و بازگشت به تحصیل دانش آموزان معتاد تهیه کند و وظایف بخش های دیگر مانند وزارت بهداشت، بهزیستی، مراکز تحقیقاتی، نیروی انتظامی و ستاد مبارزه با مواد مخدر را تعیین کند.
آموزش و پرورش باید به جای برخورد انفعالی و دفعی و انکار، ابتکار عمل را در دست گیرد. اعلام وجود دانش آموز معتاد برخلاف تصور مدیران، آسیبی به وجهه آموزش و پرورش نمی رساند چون اعتیاد در جوامع امروزی پدیده ای پیچیده و چندعاملی است. هیچکس معلم و مدیر و معاون مدرسه را متهم به ترویج اعتیاد نکرده است و نمی کند. انتظار همگان این است که آموزش و پرورش به عنوان متولی اصلی تربیت دانش آموزان، در این حوزه نیز نقش خود را به خوبی ایفا کند.

منبع : خبر آنلاین