پرینت

چه وقت عرش خدا به لرزه در می آید؟

 

 

 

     بر اساس آیات قرآن كریم با ایتام باید به نیكی و مهربانی سخن گفت و به آنها به شیوه پسندیده اطعام و پوشاك داد و آنها را همه جا گرامی داشت و به آنها پناه داد و هیچگاه آنها را نباید آزرد و یا با قهر آنها را از خویش دور نمود ، قرآن كریم می فرماید : «و هر گاه خويشاوندان يتيمان و مستمندان در تقسيم [ارث] حاضر شدند [چيزى] از آن را به ايشان ارزانى داريد و با آنان سخنى پسنديده گوييد .» (سوره نساء ، 8)

     یتیمان بیش از دیگر مددجویان مورد توجه خدای سبحان اند و قرآن با تعبیرهایی گوناگون می فرماید : پس تو نیز یتیم را خوار و مغلوب نکن (سوره ضحی ، 9) و به مال یتیم (جز به بهترین وجهی که برای او سود آورتر است) نزدیک نشوید. (سوره انعام، 152)

     رسول خدا (ص) فرمودند : «خدا بر نیکی به یتیمان به سبب جدایی آنان از پدرانشان ترغیب فرمود ، پس هر کس از آنان حفاظت کند خدا از وی حفاظت می کند.»در جایی دیگر می فرمایند : «آيا دوست داري دلت نرم و آرزويت برآورده شود ؟ بر يتيم ترحم كن و دست محبت بر سر او بكش و از غذاي خود به او بخوران تا قلبت نرم و حاجتت روا گردد.»

     امیرمومنان علی (ع) در وصيت خود پيش از شهادت فرمودند : «درباره يتيمان از خدا بترسيد و مبادا يك روز سيرشان كنيد و يك روز گرسنه بمانند و مبادا كه با حضور شما ، آنان از بين بروند ؛ زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم كه مى فرمودند : هر كس يتيمى را سرپرستى كند تا آنكه بى نياز شود ، خداوند عزوجل با اين كار بهشت را بر او واجب گرداند ، همچنان كه آتش دوزخ را بر خورنده مال يتيم واجب ساخته است.» همان حضرت (ع) می فرمایند : «خورنده مال یتیم بطور قطع زود است که وبال کارش در دنیا به اولادش برسد و خودش بسزایش در آخرت می رسد.»

     پیامبر خدا (ص) نیز می فرمایند : «روز قیامت جمعی محشور می شوند در حالی که شعله آتش از دهان آنها خارج می شود ، گفتند: یا رسول الله (ص) اینها چه کسانی هستند؟ فرمودند : کسانی که از روی ستم مال یتیمان را می خورند.»

     امام باقر (ع) نیز درباره کیفر و عقوبت یتیم آزاری می فرمایند : «به راستی خدا خوردن مال یتیم  را به دو کیفر تهدید  کرده است : کیفری در دنیا و کیفری در آخرت.»

     همانگونه که بی مهری به ایتام و پایمال کردن حق و اموال آنان آثار و عواقب سوء دارد، محبت به آنان و به عبارت بهتر یتیم نوازی دارای برکاتی است که روایات معصومین (ع) به خوبی آنها را تصریح می کند.

     پیامبر گرامی اسلام (ص) در این باره می فرمایند: «هر کس یتیمان را گرامی داشت خدا وی را گرامی خواهد داشت.»

     امام باقر (ع) فرمودند : «چهار چیز است که در هر یک از مومنان باشد خدا وی را در برترین درجه در غرفه ای برتر از همه غرفه ها در جایگاهی بسیار شرف جای می دهد: کسی که یتیمی را پناه دهد و به او توجه کند و برایش پدری مهربان باشد.»

     رسول خدا (ص) می فرمایند: «کسی که از قساوت قلب خود ناراضی است یتیمی را مورد ملاطفت قرار دهد ، دست نوازش بر سرش بکشد امید است دلش به اذن خدا مهربان شود ، یتیم در اجتماع حقی دارد با نوازش حق او ادا می شود.»

     همان حضرت (ص) فرموده اند: «هر گاه یتیم بگرید، عرش برای او بلرزد و پروردگار متعال می فرماید: کیست آنکه بنده مرا –که در کودکی پدر و مادرش را از او گرفته ام- به گریه درآورده؟ به عزت و جلالم سوگند کسی او را آرام نمی کند جز آنکه بهشت را برای او واجب می کنم.»

 

 

 

پرینت

ضرورت مراقبت از کودکان در فضای اینترنت

     کودک هزاره سوم این سعادت را داشته است که از همان سنین خردسالی با فناوری‌های حیرت‌انگیز آشنا ‌شود ، او خیلی سریع با دسترسی به ابزارهایی چون رایانه‌های شخصی و تلفنهای همراه هوشمند به فضای اینترنت راه پیدا می‌کند و بخش قابل توجهی از هویت خود را تحت تاثیر فضای مجازی شکل می‌دهد.

     در سرتاسر جهان کودکان و نوجوانان بخشی از اوقات خود را به درگیر شدن با بازی‌های آنلاین میگذرانند و گاهی از شبکه‌های اجتماعی برای آشنایی با هم سن‌ و‌ سالهای خود و آزمودن چگونگی ارتباط با دیگران استفاده می‌کنند . بی‌تردید فراگیر بودن تکنولوژیهای مربوط به فضای مجازی محدود کردن دسترسی کودکان و نوجوانان را به امری ناممکن تبدیل می‌کند. رایانه‌های خانگی و تلفن‌های هوشمند به سهولت در دسترس طیف وسیعی از کودکان در بسیاری از نقاط جهان است و دریچه‌ای به سمت دنیایی ناشناخته را برای آنها باز می‌کند.‌

     حضور کودک در چنین جهان گسترده‌ای مزایا و کارکردهای مثبتی دارد ، دسترسی کودک به جریان عظیم گردش اطلاعات ، امکان آشنایی وی با بسیاری از ناشناخته‌ها را فراهم می‌کند . اما از سوی دیگر تجربه حدود دو دهه حضور اینترنت در جوامع انسانی نشان می‌دهد که همه چیز به کیفیتی که در نگاه اول به نظر میرسد نیست و استفاده از این فضای مجازی می‌تواند آسیب‌ها و گاه خطرهایی را برای کاربران ، به خصوص کاربران آسیب‌پذیرتر مانند کودکان و نوجوانان در پی داشته باشد .‌ در این میان پرسش‌ها و تردیدهایی در زمینه حدود آزادی استفاده از اینترنت برای کودکان ، حدود گردش آزاد اطلاعات در مقابل کاربران کودک ، حفاظت از حریم خصوصی کودک در فضای مجازی و نهایتاً نقش مقررات حقوقی بین‌المللی برای این حفاظت و حمایت از این گروه آسیب‌پذیر که به سهولت می‌توانند در این دنیای بی‌حد و مرز در معرض سوءاستفاده قرار بگیرند ، مطرح می‌شود.

     چند تعریف ساده

     کودک به کسانی که به سن ۱۸ سال تمام نرسیده‌اند ، اطلاق می‌شود . به موجب قوانین و مقررات داخلی ایران و همچنین برخی از اسناد بین‌اللملی هر گونه اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی ، روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم و روان آنان را به مخاطره اندازد ، ممنوع است.

     خطراتی که کودکان را در فضای مجازی تهدید می‌کند

     آسیب‌ها و خطرهای بالقوه موجود برای کودکان در سراسر جهان را می‌توان در سه دسته کلی هدف‌گیری تجاری و تبلیغاتی ، بهره‌برداری و استثمار جنسی کودکان و نقض حریم خصوصی آنان تقسیم کرد . گاه کودکان در اینترنت بخش قابل توجهی از اطلاعات شخصی خود را در محیط‌هایی چون اتاق‌های گفت‌وگو ، شبکه‌های اجتماعی ، سایت‌های بازی آنلاین و مثل آن افشا می‌کنند که جمع‌آوری غیرقانونی آنها تهدیدی جدی برای حریم خصوصی کودکان به‌شمار می‌آید ، زیرا هرگز مشخص نیست که این اطلاعات به‌دست چه کسانی می‌افتد و چگونه مورد استفاده قرار می‌گیرد . چنین وضعی می‌تواند کودکان را در معرض استفاده‌های تجاری از اطلاعات آنان یا هدف‌گیری تبلیغاتی قرار دهد و حتی زمینه ارتکاب طیف وسیعی از جرایم علیه آنان را فراهم کند.

     ‌در دهه اخیر پدیده سوءاستفاده جنسی و هرزه‌نگاری کودکان که عمدتاً از طریق فریب و جمع‌آوری اطلاعات کودک در فضای وب صورت می‌گیرد ، نگرانی‌ای جدی در جامعه بین‌المللی ایجاد کرده است . حال باید دید که حقوق بین‌الملل برای جلوگیری از طعمه قرار گرفته کودکان چه راهکارهای و چارچوب‌هایی را پیش بینی کرده است.

     گردش آزاد اطلاعات ، محدود یا نامحدود؟

     مبنای حقوقی اصلی برای دسترسی آزاد کودکان به محتویات اینترنتی را می‌توان ماده 19 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی دانست . این ماده بر این نکته تاکید دارد که هر کسی از حق آزادی بیان برخوردار است و این آزادی شامل آزادی تفحص ، دریافت و انتقال اطلاعات می‌شود و نیز دربرگیرنده همه عقاید ، قطع ‌نظر از ملاحظات مرزی ، خواه به صورت شفاهی، مکتوب ، چاپی ، به صورت هنری یا با انتخاب هر رسانه دیگری است . به ‌طور خاص‌تر ماده 17 کنوانسیون حقوق کودک اشاره می‌دارد که کودکان باید به تمامی منابع گوناگون ملی و بین‌المللی اطلاع‌رسانی ، به‌ویژه منابعی که برای سلامت جسمی و روانی آنان مفید هستند ، دسترسی داشته باشند . این ماده در ادامه به تمایل کشورهای عضو به تشویق وسایل ارتباط جمعی در راستای کاربری‌های اجتماعی و فرهنگی و نیز همکاری‌های بین‌المللی دولت‌ها عضو در این زمینه تاکید می‌کند.‌

     با نگاهی به اسناد بین‌المللی می‌توان ضرورت دسترسی آزاد کودکان به منابع اینترنتی نیز ضرورت گردش آزاد اطلاعات را برداشت کرد.‌

     اما چنانکه پیشتر اشاره شد واقعیت‌های موجود در فضای اینترنت رویکردی حفاظتی برای کودکان را طلب می‌کند . با توجه به ماهیت خاص فضای مجازی که آثار آن فراتر از مرزهای سرزمینی دولت‌ است و مخاطبان آن در سراسر جهان به سادگی امکان دسترسی به محتویات آن را دارند ، ضرورت اتخاذ اقدامات بین‌المللی برای محدودسازی برخی محتویات زیان بار و مخرب آن برای کودکان با همکاری همه اعضای جامعه بین‌الملل امری انکار ناپذیر است . پهنه اینترنت فضایی است که حد و مرزی نمیشناسد و حتی اقدام اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان به وضع مقررات حمایتی برای کودکان و پیش‌بینی قوانین در زمینه کنترل محتویات ارسال‌شده به فضای وب چنانچه با بی‌تفاوتی اقلیتی کوچک از کشورها در این زمینه همراه باشد، نمیتواند مانعی برای در معرض خطر قرار گرفتن کودکان و دسترسی آنان به محتویات زیانبار باشد.

     میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی بر لزوم تضمین آزادی بیان که شامل انتقال و دریافت آزادنه اطلاعات از طریق هر رسانه‌ای می‌شود تاکید دارد ، اما باید دقت داشت که این حق از جمله معدود حقوقی است که توسط این سند بین‌المللی مشمول محدودیت شده است . میثاق به این نکته اشاره می‌کند که اعمال حقوق تصریح‌شده در ماده 19 مستلزم حقوق و مسئولیت‌های خاصی است و می‌تواند در صورت مغایرت با احترام به حقوق و حیثیت دیگران ، حفظ امنیت ملی یا نظم حقوقی و سلامت یا اخلاق عمومی مشمول محدودیت شود . بی‌شک نقض حریم خصوصی کودک یا قرار دادن وی در معرض محتویات غیراخلاقی یا استثمار جنسی از جمله مواردی هستند که طبق تصریح میثاق خط قرمزی برای آزادی دریافت و انتقال آزاد اطلاعات به‌شمار می‌روند.

     از سوی دیگر ماده 34 کنوانسیون حقوق کودک مقرر می‌دارد که شوراهای عضو متعهد هستند تا از کودکان در مقابل تمام اشکال سوءاستفاده و استثمار جنسی حمایت کنند . به این منظور همه کشورهای عضو باید همه اقدامات مقتضی ملی ، دوجانبه و چندجانبه را برای جلوگیری از تشویق با وادار کردن کودکان به شرکت در هرگونه فعالیت جنسی غیرقانونی و استفاده استثماری از کودکان در اعمال غیراخلاقی انجام دهند.

     رویکردی مشابه رویکرد این ماده در پروتکل اختیاری مربوط به فروش ، فحشا و هرزه‌نگاری کودکان که در سال 2000 به کنوانسیون حقوق کودک منضم شد مشاهده می‌شود . ماده 9 کنوانسیون شورای اروپا در خصوص جرایم سایبری نیز با جرم‌انگاری این عمل کوشیده است تا از ارتکاب این قبیل از جرایم علیه کودکان جلوگیری کند.

پرینت

مردم دختران را برای فرزند خواندگی ترجیح می دهند

     کودک بدسرپرست بود و خودش معنی بدسرپرست را نمی دانست . یک بار برایم یواشکی تعریف کرد که خواب دیده ، می رود فروشگاهی بزرگ و در ازای 10 تا بیسکویت ویفر ، یک جفت پدر و مادر میخرد که هیچ کدام معتاد نباشند و کمربندشان قلاب فلزی نداشته باشد.

     این خاطره را به حمیدرضا الوند ، مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان بهزیستی نگفتم . وقتمان کم بود و حرف های مان جدی و در آن شرایط چطور می شد جایی برای خاطره گفتن پیدا کرد ، اما هر بار که این جامعه شناس درباره کودکان بدسرپرست و بی سرپرست و برنامه های امسال بهزیستی برای آنها و مشکلات شان می گفت ، ناخودآگاه یاد آن دختر بچه می افتادم که به گناه پدر و مادرش از جامعه طرد شده بود و در یکی از مراکز بهزیستی نگهداری می شد.

     امید این که او و بچه های دیگری مثل او ، در خانواده ای جایگزین نگهداری شوند ، دور و کمرنگ است و حتی شاید به محال پهلو بزند ، این را الوند هم تایید میکند و می گوید سرنوشت آنها مثل بی سرپرست ها نیست ، خانواده های متقاضی ، بی سرپرست ها را می برند اما کمتر خانواده ای حاضر است کودکی بدسرپرست را موقتی به کانون گرمش راه بدهد در حالی که هم اکنون از هر 10 کودک تحت پوشش بهزیستی ، دست کم 8 نفر بدسرپرست هستند .

     از منبعی آگاه شنیده ام که شمار کودکان بدسرپرست و بی سرپرست بهزیستی در سال 90 نسبت به سال 89 بیشتر شده است . شما این مساله را تایید می کنید؟

     بله . تعداد این کودکان از سال 89 تا 90 ، رشدی 3 درصدی نشان می دهد که بیشترین گروه سنی آنها کمتر از 6 ساله ها بوده اند . شاید در وهله اول به نظرتان برسد که رقم 3 درصد عدد قابل توجهی نیست اما برای این گروه سنی بسیار قابل توجه است و هشداری برای ما به حساب می آید.

     دلیل این افزایش از دیدگاه شما چیست؟

    در وهله اول ، به نظر می رسد روابط خانوادگی در جامعه سست شده است و سستی این روابط منجر به جدایی والدین از هم و سرگردان شدن کودکان می شود . متاسفانه قوانین ما ، به تحکیم بنیان خانواده کمک نمی کند و راهی برای ملزم کردن والدین به نگهداری از فرزندشان وجود ندارد یعنی اگر پدر و مادری پس از جدایی پی زندگی خودشان بروند و بگویند نمی خواهند مسوولیت فرزندشان را بپذیرند قانون نمی تواند آنها را ملزم به قبول این مسوولیت کند و این اتفاق در برخی موارد می افتد و پدر و مادر به دلایل غیرموجه فرزندشان را رها می کنند . اما از دیدگاهی مثبت هم می شود بخشی از این افزایش را توجیه کرد. یکی از رویکردهای جدید سازمان بهزیستی در سال های اخیر که به نظرم رویکردی جسارت آمیز بوده ، راه اندازی خط اورژانس اجتماعی سیار در کشور است . به واسطه این اورژانس ، کارشناسان بهزیستی پیش از آن که مشکلی اجتماعی به بحران تبدیل شود ، برای حل آن اقدام می کنند . یکی از وظایف اورژانس اجتماعی رسیدگی به کودکان در معرض خطر است .

    به عبارت دیگر ما خانواده هایی را داریم که روابطی شکننده دارند و حضور کودک در آنها به بهداشت روانی و اجتماعی اش آسیب می زند . زمانی که اورژانس اجتماعی دخالت می کند و این کودکان را از خانواده جدا می کند باید آنها را به مراکز بهزیستی بسپرد و بنابراین بخشی از افزایش 3 درصدی کودکانی که وارد مراکز بهزیستی می شوند نشانه اقدامات به موقع اورژانس سیار این سازمان است .

     چه تعداد از کودکانی که در مراکزتان نگهداری می شوند به واسطه دخالت اورژانس اجتماعی، از شرایط بحرانی خانواده جدا شده اند؟

     به طور کلی 25 درصد از کودکان بدسرپرست تحت نظارت ما یا والدین بدون صلاحیت دارند یا فرزندان طلاق هستند .

     بهزیستی هم اکنون چه تعداد کودک تحت پوشش دارد؟

     بطور کلی در حال حاضر حدود 21 هزار و 500 کودک جزو خانواده کودکان بدسرپرست و بی سرپرست سازمان بهزیستی هستند و از خدمات مستمر بهزیستی استفاده می کنند که از این تعداد 9500 نفر در 481 مرکز نگهداری از این کودکان زیر نظر بهزیستی زندگی می کنند .

     حدود 12هزار نفر هم براساس سیاست های محوری و اصلی ما در درون خانواده های جایگزین ساماندهی شده اند . این خانواده های جایگزین هم می توانند اقوام و بستگان درجه یک کودکان باشند و هم کسانی که گرچه با این کودکان ارتباط سببی و نسبی ندارند اما واجد شرایط سرپرستی موقت هستند .

     در صحبت هایتان اشاره کردید که بیش از 12 هزار نفر از این کودکان در خانواده های جایگزین نگهداری می شوند . پس چرا آنها را جزو آمار خدمات گیرندگان مستمر از بهزیستی لحاظ کردید؟

     برای توضیح دلیل این که می گویم آن گروه هم از خدمات مستمر استفاده می کنند ، مایلم مثالی بزنم . فرض کنیم خانم ایکس عضو خانواده ایکس است . اگر چه شاید کیفیت روابط این خانم با گذشت زمان تغییر کند ، به هر حال رابطه خانوادگی او و اعضای خانواده اش قطع نمی شود و این فرد در طول حیاتش به هر شکلی با مساله ای برخورد کند ، بازهم اولین نهادی که به آن مراجعه می کند خانواه است .

     کودکان تحت پوشش بهزیستی هم شرایط مشابهی دارند . بهزیستی از زمان تشکیل تاکنون حدود 80 هزار کودک را تحت پوشش قرار داده ا ست و بجز 21 هزار و 500 نفری که به آنها اشاره کردم و به خانواده های جایگزین سپرده شده اند یا در مراکز ویژه بهزیستی هستند، بقیه مستقل شده اند و خودشان تشکیل خانواده داده اند . بسیاری از این کودکان پایگاه های اقتصادی اجتماعی خاصی در جامعه دارند و نقش هایی مهم را ایفا می کنند و در موقعیت های مناسبی در اجتماع هستند اما ارتباط آنها با ما همیشه باقی می ماند .

     کدام گروه سنی در مراکز بهزیستی بیشترین تعداد را تشکیل می دهند؟

     بالاترین آمار ما مربوط به کودکان بالای 12 سال است و جمعیت دخترها و پسرها تقریبا با هم برابر است .

     نسبت بدسرپرست ها به بی سرپرست ها چگونه است؟

    87درصد از کودکان ما به مفهوم عام بدسرپرست هستند یعنی پدر ، مادر یا جد پدری یا هر سه آنها در قید حیات هستند اما به دلیل نداشتن صلاحیت های اجتماعی یا عدم تمکن مالی اجازه نگهداری از فرزندشان را ندارند . 13درصد از کودکان مان نیز پدر ، مادر یا جد پدری شان در قید حیات نیستند یا تلاش کارشناسان سازمان بهزیستی کشور برای پیدا کردن بستگان شان بی نتیجه مانده است .

     منابع غیررسمی می گویند برخی خانواده های بی فرزند ، به استان های نسبتا محروم می روند و از آنها کودکان شان را بدون دخالت بهزیستی می گیرند . این موضوع صحت دارد؟

     من آمار دقیقی در این باره ندارم اما چنین مواردی وجود دارد . از آنجا که سن ازدواج و بارداری در کشورمان بالارفته است برخی زنان برای بارداری مشکل دارند. خانواده ای که زمان بارداری مطلوب و مناسبش را از دست داده است اما می خواهد فرزندی داشته باشد به دنبال راه می گردد و یکی از راه هایی که ممکن است پیش پایش گذاشته شود خریدن بچه از مناطق محروم است . غافل از این که متوسل شدن به سیستم های خارج از عرف و قانون ممکن است در آینده انبوهی از مشکلات را برایش پیش آورد .

     فروشنده ها معمولااز چه اقشاری هستند؟

     قطعا آنها از افراد طبقات پایین اجتماع هستند و فقر فرهنگی و اقتصادی دارند .

     گفتید این خانواده ها با مشکل مواجه می شوند ، ممکن است درباره این مشکلات مثال بزنید؟

     این کار در واقع نوعی برده داری نوین است . از یک طرف امکان دارد کسی که کودک را خریداری می کند صلاحیت لازم را نداشته باشد و از سوی دیگر ممکن است پس از چند سال پدر و مادر واقعی طفل برگردند و به روابط عاطفی که با خانواده جدیدش برقرار کرده، لطمه بزنند . همچنین این کودکان از برخی حقوق انسانی محروم می شوند ، نخستین حق ، تحصیل است . وقتی آنها بخواهند از خدمات آموزش و پرورش استفاده کنند مسلما با مشکل شناسنامه مواجه می شوند . شناسنامه گرفتن مراحل قانونی دارد که والدین غیر واقعی این کودکان ، آنها را نپیموده اند . پیش آمده که افرادی به سازمان مراجعه کرده و تقاضای شناسنامه برای فرزندان شان می کنند. اما سازمان بهزیستی هیچ راهکاری برای چنین شرایطی ندارد . هیچ دستگاهی بر وضعیت این کودکان نظارت نخواهد کرد . این کار ، هر زمان که اثبات شود جرم به حساب می آید .

     هم اکنون لایحه ای در مجلس باز است به نام لایحه حمایت ازکودکان و نوجوانان که توسط سازمان بهزیستی و قوه قضاییه ارائه شده و به بحث های مربوط به کودکان در معرض خطر می پردازد . اگر این لایحه به قانون تبدیل شود کمک بزرگی به نظام مند کردن ارائه خدمات به کودکان بی سرپرست و بدسرپرست می کند و بسیاری از تخطی ها از جمله چنین مسائلی را مانع می شود . شاید یکی از علل این اقدام خانواده های بی فرزند برای خرید کودک از استان های محروم این باشد که فرآیند فرزندخواندگی در کشور ما بسیار طولانی است . در حوزه سرپرستی 2 اصطلاح حقوقی مهم وجود دارد ، اولی سرپرستی دائم است و دومی امین موقت . درباره سرپرستی دائم ما متقاضی کم نداریم . به ازای هرکودک واجد شرایط فرزندخواندگی در کشورمان 5/7 زوج وجود دارد .

     براساس قانون فقط همان 13 درصدی که بی سرپرست هستند شرایط واگذاری سرپرستی دائم به مفهوم حقوقی و فرزندخوانده شدن به مفهوم اجتماعی را دارند . از این 13 درصد یک درصد دچار معلولیت هستند که متاسفانه متقاضی برای سرپرستی شان پیدا نمی شود و باقیمانده هر سال به سرعت واگذار می شوند . سیاست ما این است که هیچ یک از کودکان بی سرپرست را حتی یک روز هم در مراکزمان نگه نداریم چون معتقدیم حتی یک روز دورماندن از خانواده هم به بهداشت روانی شان آسیب می زند . متقاضیان کودک معمولاکودکانی با سن پایین می خواهند و نگهداشتن یک کودک در مراکز بهزیستی به معنای بالارفتن سن او و کم شدن شانسش برای به فرزندخواندگی پذیرفته شدن است . بنابراین جمعیت کودکان بی سرپرست ما همیشه در حال نو شدن است اما آن گروه از کودکان مان که بدسرپرست هستند و اکثریت جمعیت کودکان تحت پوشش بهزیستی را به خود اختصاص داده اند ، قابل واگذاری به خانواده هایی که تقاضای سرپرستی دائم کودک را دارند نیستند و باید به امین موقت سپرده شوند .

     الوند : شرایط برای امین موقت شدن کودکان آسان تر است . در این روش فرزندخواندگی خانواده ها می توانند حتی باداشتن فرزند تا 3 کودک بدسرپرست را در جمع خود بپذیرند قبول سرپرستی موقت یک کودک بدسرپرست را امین موقت شدن می گویند. زوج های امین موقت کودکانی را که والدین شان به هر دلیل توانایی نگهداری از آنها را ندارند به کانون خانواده شان می آورند و تا زمانی که والدین شان صلاحیت لازم را به دست نیاورده اند در کنار خود نگه می دارند اما بیشتر زوج های نابارور در کشور ما علاقه ای به امین موقت شدن ندارند . دلیل بی رغبتی خانواده ها از 3 وجه قابل بررسی است و به همین خاطر ، باید در صف طولانی متقاضیان سرپرستی دائم که تعدادشان بسیار زیاد است، باقی بمانند .

     من شنیده ام بیشتر مردم مایلند کودکان دختر را به سرپرستی دائم بپذیرند، این موضوع حقیقت دارد؟

     بله متاسفانه بیش از 67 درصد از متقاضیان سرپرستی دائم در کشور متقاضی نگهداری از کودکان دختر هستند . درحالی که تعداد کودکان دختر و پسر واجد شرایط با هم برابر است . گاهی حتی شرایطی پیش می آید که متقاضی برای قبول سرپرستی یک دختر ، به مراکز ما مراجعه می کند و با وجود این که پسر های واجد شرایطی وجود دارند ، پشت نوبت می ماند تا حتما دختر بگیرد !

     چرا مردم برای قبول سرپرستی دختر را به پسر ترجیح می دهند؟

     آنها بحث محرمیت را مطرح می کنند در حالی که دختر زودتر از پسر به سن تکلیف می رسد و به پدرخوانده اش نامحرم می شود . اگر خانواده ای دختر ببرد ، پس از مدتی به پدر نامحرم می شود و اگر پسر ببرد ، به مادر . پس نباید فرقی برایشان داشته باشد . من معتقدم این تبعیض ناشی از غلبه تفکر مردسالارانه در جامعه است . به هر حال اگر خانواده ای بخواهد منطقی رفتار کند بهترین کار این است که اصول را از مرجع تقلیدش بپرسد ، همچنین از دیدگاه من بهترین راه برای رعایت حریم ها همان حفظ آداب ظاهری است .

     در صحبت هایتان اشاره کردید که خانواده ها علاقه ای به امین موقت شدن ندارند و مایلند سرپرست دائم یک کودک شوند ، چرا؟

     وجه اول ، نگرش ها و باورهای فرهنگی است . حس مالکیت در جامعه ایرانی قوی است . مردم خیال می کنند که حتما باید صاحب مادام العمر یک کودک شوند و به همین دلیل مایل نیستند کودکی را که می دانند پس از مدتی از آنها جدا می شود و به خانواده اولش برمی گردد بپذیرند . به عبارت دیگر آنها یک کودک را ششدانگ می خواهند !. بسیاری از خانواده مایلند هویت یک کودک و حتی نام خانوادگی او را که قرار است وارد کانون خانواده شان شود تغییر دهند و او را به تملک خود درآورند در حالی که چنین کاری درباره کودکان بدسرپرست عملی نیست .

     دلیل دیگر این بی علاقگی ناآگاهی مردم نسبت به تکالیف شان در ازای این کودکان است . آنها خودشان را در برابر بدسرپرست ها و آینده شان مسوول نمیدانند .

     وجه سوم این ماجرا هم از بعد قانونی قابل بررسی است . حتی اگر خانواده ای که حاضر شود سرپرستی موقت کودکی را قبول کند برخی قضات آنقدر فرآیند واگذاری موقت کودک را کش می دهند و حکم امین موقتی را به دلیل برخی پیچیدگی های قانونی و برداشت های متفاوت از مفاد قانونی به تعویق می اندازند که خانواده ها خسته می شوند .

     گرچه آمارهای بهزیستی نشان می دهد صف متقاضیان سرپرستی دائم طولانی است و خیلی از زوج ها به این کار تمایل دارند، زوج های نابارور زیادی را هم دیده ام که رغبتی به قبول سرپرستی دائمی یک کودک ندارند و دلیلش را قوانین سختگیرانه بهزیستی در این زمینه عنوان می کنند . برای مثال چرا زوجی که می خواهد کودکی را به سرپرستی بپذیرد باید بخش عمده ای از اموالش را به نام او کند؟!

     قوانین در این زمینه باید دشوار باشد. ما آینده انسانی را به کسان دیگری می سپریم و طبیعی است که در ارتباط با او حساس باشیم . ما در سازمان بهزیستی متولی استیفای حقوق کودکان فاقد سرپرست هستیم اما متولی استیفای حقوق خانواده های فرزندپذیر نیستیم . کودکان بی سرپرست ارثی از والدین شان که آنها را به فرزندخواندگی پذیرفته اند نمی برند و به همین دلیل ما برای تامین امنیت اجتماعی شان در آینده ناچاریم از خانواده ها بخواهیم چیزی را به نامشان کنند اما نه بخش عمده ای از اموال را بلکه این دارایی فقط باید در حدی باشد که در آینده اگر آن پدر و مادر نبودند کودک سرگردان و آواره نشود .

     شرایط امین موقت شدن هم به همین شکل است؟

     شرایط امین موقت شدن آسان تر است. برای مثال صلح اموال لازم ندارد و شرط سنی برای زوج ها گذاشته نمی شود ، در حالی که برای سرپرستی دائم باید سن یکی از زوج ها حداقل 30 سال باشد . برای سرپرستی دائم یک کودک باید 5 سال از زندگی مشترک زوج گذشته باشد و بچه دار نشده باشند ، اما در سرپرستی موقت خانواده ها می توانند حتی با وجود داشتن فرزند ، سرپرستی حداکثر 3 کودک بدسرپرست را نیز بپذیرند البته به شرط این که تعداد اعضای خانواده از 7 نفر تجاوز نکند .

     بهزیستی قوانین محتاطانه ای برای نگهداری از کودکان و نوجوانان تحت پوشش خو در مراکزش دارد . چرا با وجود این قوانین ، از سال گذشته سازمان تصمیم گرفته است سرپرستی کودکان 3 تا 6 ساله اش را به بخش غیردولتی واگذار کند ؟

      واگذاری خانه های نوباوگان به بخش غیردولتی که با مدیریت هیات امنایی است ، در جهت عمل به سیاست کوچک سازی و خانواده محوری سازمان بهزیستی است و کاهش هزینه ها را برای دولت در بر دارد . پیش از این ، سرپرستی همه خانه های کودکان شیرخوار تا 6 ساله با بخش دولتی بود و به دلیل حساسیت هایی که درباره این گروه سنی وجود دارد و استانداردهای فراوانی که باید درخصوص نیروی انسانی شاغل در آن رعایت شود در مراکزی که به شکل هیات امنایی اداره می شدند وجود نداشت اما از سال گذشته ما به بخش غیردولتی هم اجازه تصدیگری در این حوزه را دادیم و قرار شده است سرپرستی کودکان 3 تا 6 ساله تحت پوشش بهزیستی را به عهده بگیرند . از دیدگاه ما، واگذاری مسوولیت به این مراکز باعث می شود مقوله مسوولیت اجتماعی در سراسر کشور تسری پیدا کند . در اکثر کشورهای دنیا دولت به تنهایی از عهده حمایت های اجتماعی برنمی آید و این مساله صرفا به عهده دولت نیست بلکه دولت مسوولیت سیاستگذاری دارد و ضوابط و شیوه نامه ها را تدوین می کند. بهزیستی به هر مرکز 10 کودک را واگذار می کند و معتقدیم با این روش تعداد مراکز نگهداری از کودکان ، زیاد و شمار کودکانی که در این مراکز نگهداری می شوند ، کم می شود و با این ساز و کار ، کیفیت خدماتی که به کودکان ارائه می شود ، ارتقاء می یابد .

     شایعاتی وجود دارد مبنی بر این که بهزیستی فرزندانش را پس از 18 سالگی رها می کند تا زندگی مستقل تشکیل دهند. این موضوع تا چه حد صحت دارد؟

     دختران ما تا زمانی که ازدواج نکرده اند یا به شغلی پایدار و مناسب اشتغال ندارند باید در مراکزمان بمانند و ترخیص نمی شوند . اگر دختری مجرد باشد و شغلی پیداکند که درآمد داشته باشد و ما به نتیجه برسیم که می تواند زندگی اش را اداره کند ، ترخیصش می کنیم اما درباره پسران حداقل سن ترخیص اولیه 18 سال است . در این سن اگر پسری در دانشگاه قبول نشده باشد باید به سربازی برود. حضور در سربازی برای آنها نوعی ترخیص موقت است . وقتی او از سربازی برمی گردد برایش خانه ای میگیریم و حرفه ای یادش می دهیم تا مشغول به کار شود . پسران ما اگر دانشگاهی شوند تا هر مقطعی که برسند هزینه تحصیل شان را می دهیم و برای آنها مسکن هم اجاره می کنیم . ما آنها را یک نفره ترخیص نمی کنیم . معمولا 2 نفره ترخیص شان می کنیم تا راحت تر بتوانند با ودیعه مسکنی که در اختیارشان می گذاریم خانه بگیرند .

     پس از ماجرای داغ گذاری کودکان در سال 1387 در یکی از مراکز بهزیستی ، رئیس وقت سازمان بهزیستی گفت در همه مراکز دوربین کار می گذارد. آیا این دوربین ها واقعا کار می کنند؟

      کارشناسان ما به شکلی مستمر مراکز تحت پوشش بهزیستی را رصد می کنند و حتی فیلم های این دوربین ها را هم می بینند . زمان متوسط گزارش گیری دوربین ها یک ماه است .

     در سال های اخیر متاسفانه درهای مراکز بهزیستی به روی نیکوکاران بسته شده است و حتی به مردم اجازه داده نمی شود با این بچه ها ارتباط برقرار کنند. در واقع شما کودکان تحت پوشش را از تجربه ارتباط با انسان های دیگر محروم کرده اید. دلیل این برخورد چیست؟

     شما در خانه تان را باز می گذارید تا هر کس رد می شود بیاید داخل و سرکی بکشد؟ مراکز ما برای کودکان تحت پوشش مان حکم خانه را دارد و ما باور داریم از فضای خانه باید حراست کرد . ما ارتباط بچه ها را با دنیای بیرون قطع نکرده ایم آنها مثل بقیه همسن و سال های خودشان به مدرسه می روند و در سطح جامعه رفت و آمد دارند . ضمن این که بیشتر بچه های ما همان طور که گفتم بدسرپرست هستند و بستگانی دارند ، پس زندانی نیستند و روابط اجتماعی شان هم محدود نشده است، اما ما به دنبال حذف نیکوکارهای پفک نمکی هستیم !. نیکوکارهای پفک نمکی کسانی هستند که هدف شان فقط ارضای روانی خودشان است ، نه پاسخ به نیازهای کودکان تحت پوشش ما . پاسخ دادن به نیاز واقعی بچه ها چند راه دارد: اول قبول سرپرستی دائم یک کودک بی سرپرست ، دوم امین موقت شدن برای یک کودک بدسرپرست و سوم تبدیل شدن به سرپرست داوطلب به عنوان حامی . توجه داشته باشید بچه های ما فیلم سینمایی نیستند که هر روز یک نفر برود آنها را تماشا کند!

     آقای الوند، من می گویم مردم می خواهند و حق دارند با کودکان بدسرپرست و بی سرپرست مستقیما ارتباط داشته باشند و شما نباید این حق را از آنها بگیرید!. اگر مردم بخواهند چنین تعاملی داشته باشند باید به عنوان داوطلب حامی که به آن اشاره کردم در مراکز ما حاضر شوند. هر فردی می تواند سرپرست داوطلب یک کودک باشد. البته نمی تواند او را به منزل ببرد اما می تواند هفته ای یک یا 2 روز با او باشد .

     مردم چطور باید داوطلب حامی شوند؟

     هرکس می تواند به کمیته شبه خانواده مستقر در مراکز استان یا شهرستان مراجعه کند و برای داوطلب حامی شدن درخواست بدهد و اگر کمیته شبه خانواده صلاحیت او را تایید کند ، می تواند به مراکز ما رفت و آمد کند.

 

با حمیدرضا الوند، مدیرکل امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی

نویسنده: مریم یوشی زاده

پرینت

فشار فقر و تنگدستی بر کودکان بی سرپرست و بدسرپرست

    شکی نیست که راه اندازی موسسات خیریه ناشی از روحیه نوع دوستی و کمک به برطرف نمودن مشکلات جامعه از سوی مردم است . اما روند افزایش این موسسات کمی تامل برانگیز است نه از جانب افزایش تمایل مردم برای حل مشکلات اجتماعی . به تبع افزایش مشکلات اقتصادی و اجتماعی توان بسیاری از مردم به خصوص قشر فقیر ، مستضعف ، مستمند و یتیم در برخورد با این مشکلات کاهش یافته است . مردم نیز که از فعالیت های دولت در ساماندهی به امور فقیران ، مستمندان ، کودکان کار و ایتام را دیده اند ، خود وارد عرصه کارزار شده اند.

    در صورتی که طبق قانون اساسی تامین رفاه بر عهده دولت است ، رفاهی که کرامت انسانی و منزلت اجتماعی در آن حفظ شود . اما متاسفانه به قدری دولت در این زمینه اهمال از خود نشان داده است و ناتوانی دولت در حل و بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی جامعه را به قدری مشهود است که مردم را به این سمت سوق داده است که خود چاره ای بیاندیشند . از سوی دیگر با افزایش هزینه های اقتصادی ، معیشتی ، درمانی و حوزه سلامت در سال های اخیر  بسیاری از مردم به زیر خط فقر رانده شده اند و به تبع تعداد افرادی که به کمک های موسسات خیریه نیازمند شده ان افزایش پیدا کرده است . این موضوع در کنار احساس مسئولیت در قبال مشکلات جامعه ، خیرین را به سمت حل مشکلات و راه اندازی موسسات خیریه بیشتر سوق داده است .

    اما سوالی که همواره بی جواب مانده است این است که وظیفه و مسئولیت ساماندهی و رسیدگی به امور مستمندان برعهده کسیت ؟ دولت و سایر نهادهای خیریه‌ای چه وظیفه ای در قبال کودکان کار دارد و در این زمینه چه عملکردی داشته است ؟ چه نهادی متولی ساماندهی این معضلات است ؟ آیا توان موسسات خیریه به حدی است که بتوانند مشکلات روز افزون جامعه را حل کند ؟ آیا فعالیت موسسات خیریه نهادهای ذیربط را از انجام وظیفه قانونی خود معاف می کند ؟

    متاسفانه آن چه در سال های اخیر مشاهده شده است این است که فکری اساسی برای ساماندهی مشکلات افراد فقیر و حتی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست در شهر ارومیه نشده است و هر روز بر تعداد این افراد افزوده می شود . تعداد این افراد به قدری زیاد است که کمک به آنها از توان گروههای مردم نهاد نیز خارج  شده است . متاسفانه در دولت گذشته و در سال های اخیر نه تنها فکری برای بهبود زندگی آنان نیاندیشده است بلکه با اعمال سیاستهای نادرست اقتصادی ، بر دردهای بی پایان این افراد نیز افزوده است . سازمان های مربوطه که تعداد آن ها نیز کم نیست نیز این فقر و فلاکت کودکان معصوم این سرزمین را فقط دستاویزی برای برگزاری همایش ها ، سمینارها ، کنفرانس ها و نشست ها مناسب می دانند و مشکلات این افراد در این سازمان ها مرتبا پاس کاری می شود . در عمل نیز تحرکی در این سازمان های عریض و طویل برای حل مشکلات مشاهده نمی گردد و اگر عملکردی نیز مشاهده می گردد متناسب با میزان معضلات اقتصادی و اجتماعی این افراد در جامعه نیست.

    فاجعه بارتر اینکه سازمانهای مسئول نه تنها در امور محوله خود در این زمینه کم کاری می نمایند ، بلکه در مواردی مشاهده می گردد در حرکت موسسات خیریه نیز سنگ اندازی های بسیاری می‌نمایند و این موسسات خیریه را از حل مشکلات جامعه وا می دارند . با این حال و با توجه به اوضاع اقتصادی کشور مشخص نیست که آیا می توان به عملکرد سازمان‌های ذی ربط در حل این معضلات امیدوار بود و یا اینکه باز هم حل این معضلات بر دوش سازمان های مردم نهاد و موسسات خیریه سنگینی خواهد کرد؟

 

 

 

 

پرینت

واگذاری کودکان بی‌سرپرست با ارائه یارانه به اقوام نزدیک

    دبیر مجمع ملی کنوانسیون حقوق کودک گفت : تدبیری که در استان آذربایجان غربی در رابطه با کودکان بی‌سرپرست شده، این است که این کودکان به اقوام نزدیک با ارائه یارانه و کمک هزینه نگهداری سپرده می‌شوند.

    مظفر الوندی در دیداری که از شیرخوارگاه مهر ارومیه در تاریخ 95/7/11 انجام داد، با اشاره به کودکان نگهداری شده در مراکز نگهداری کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست ارومیه ، اظهار داشت : تعداد کودکان بی‌سرپرست در مراکز نگهداری روز به روز بیشتر می‌شود . وی با بیان اینکه والدین بعضی از کودکان بدسرپرست صلاحیت نگهداری از این کودکان را ندارند ، تصریح کرد : والدین بعضی از این کودکان بیشتر در زندان هستند و صلاحیت نگهداری کودکان را ندارند و این کودکان با هزینه‌های زیاد برای نگهداری در مراکز نگهداری سپرده می‌شوند .

    دبیر مجمع ملی کنوانسیون حقوق کودک با اشاره به واگذاری کودکان بی‌سرپرست به خانواده‌ها ، اذعان داشت : والدین کودکان بدسرپرست یک مانع جدی برای این کودکان هستند که به افرادی که داوطلب نگهداری از این کودکان هستند به دلیل اینکه والدین خواستار نگهداری از کودکان خود بعد از آزاد شدن هستند ، واگذار نمی‌شوند . این مسؤول با اشاره به تدبیری که برای کودکان بدسرپرست شده ، اعلام کرد : تدبیری که در استان آذربایجان غربی در رابطه با کودکان بی‌سرپرست شده، این است که این کودکان به فامیل‌های نزدیک با دادن یارانه و کمک هزینه نگهداری سپرده می‌شوند .

    الوندی با بیان اینکه مراکز نگهداری نمی‌توانند جایگاه و نقش خانواده را برای کودکان بدسرپرست بگیرند ، افزود : ولی ناگزیر تعدادی از کودکان در مراکز نگهداری از کودکان نگهداری می‌شوند . وی توجه به رفع آسیب‌های اجتماعی در حوزه کودکان و حمایت از این قشر را به عنوان یکی از مهمترین اولویت‌ها عنوان کرد و افزود : حمایت از کودکان باید به صورت درست و ویژه مورد توجه قرار گیرد تا بتواند اثرگذار باشد.