پرینت

تعاریف و اصطلاحات

ارسال شده در نیازمندیها

 

        تعريف وقف

       وقف در لغت به معنی ایستادن ، درنگ کردن ، سکو ، امساک و اقامت کردن به کار رفته و در اصطلاح به حبس عین مال ، ملک و مستغلات و جاری ساختن منافع آن در راه خدا گفته می شود. (1)

در قانون مدنی ايران نيز وقف به عنوان « حبس عين مال و تسبيل منافع آن » تعریف شده است . (2) بنابه اقتضای حبس ، هرگونه نقل و انتقال مانند خريد و فروش ، رهن ، جابجايي ، ميراث گذاردن ، و بخشيدن مال وقفی ممنوع است . (3)

        به هنگام وقف ، سندي تهيه مي شود كه «وقف نامه» نام دارد و در آن نام واقف ، مشخصات موقوفه ، خصوصيات هر واحد ازمال موقوفه که به تنهایی قابل انتفاع است واصطلاحاً «رقبه» گفته می شود ، چگونگی مصارف موقوفه ، همچنین نام متولی که برای اداره موقوفه تعیین می شود و ... بیان می شود . (4)

        انواع وقف

        وقف بر دو نوع عام و خاص یا خیری و اولادی تقسیم می شود که اولی اختصاص به مصالح عامه دارد ، و دومی برای افراد خاصی وقف می شود . مانند املاکی که یک نفر برای فرزندان خود وقف می کند . (5)

        خصوصيات وقف

         نهاد وقف دارای سه خصوصيت ممتاز و عمده است :

  1. مال موقوف بايد از نقل و انتقال و تلف مصون بماند و از شمار دارايی مالك خارج شود ، يعنی حبس شود . اين حبس بايد دائمي باشد تا گذشتِ زمان نتواند آنچه را وقف ساخته است ، درهم بريزد .

  2. آنچه حبس شده است بايد در مسير حركت خود به سوی هدف های وقف نهادينه شود ، دارايی وقف ، اصالت يابد و تبديل به سازمانی حقوقی گردد ، زيرا ملك نمی تواند بی مالك بماند ، مگر اينكه خود نهادی مستقل باشد .

  3. آنچه حبس شده ، بايد در راه خير و خدمت به ديگران مصرف شود و وسيله ارضاء خودخواهی و سودجويی قرار نگيرد ، زيرا برمبنای انديشه غيرخواهی تأسيس شده است .

         جايگاه وقف در ميان امور خيرية ديگر

         شناخت دقيق وقف و مشخص نمودن حدود و ثغور آن در گروِ فهم ارتباط و نسبتی است که اين سنت حسنه با ساير امور خيريه دارد تا حوزه هريک به طور مجزّا مشخص شده و جايگاه وقف به خوبی آشکار شود . مراد از امور خيريه ، افعالی است که طی آن نفعی به غير می رسد . در ابواب فقهی ، موضوعاتی مانند هبه ، وصيت ، صدقه ، نذر ، حبس ، سکنی و ... از اين دسته اند .

         صدقه و هبه : وقف، جزءِ صدقات است ولی هر صدقه ای ، وقف نيست . افراد در وقف و صدقه ، ديگران را از اموال خود منتفع می‌کنند ولی تفاوت اينجاست که در صدقه ، عينِ مال به ديگری تمليک مي شود ولي در «موقوف عليهم» درآيد ، از ملکيت واقف خارج مي شود و «موقوف عليهم» وقف ، مال بدون اينکه به ملکيت تنها از منافع و عوايد آن می توانند بهره مند شوند .

        تفاوت وقف و هبه نيز مانند تفاوت وقف و صدقه است . به خاطر اين تفاوت ، مال هبه شده را می توان به دست «موقوف عليهم» ديگری هبه کرد ولی مال وقفی را نمی توان به ديگری داد و بهره بری از آن ، مخصوص در مورد شباهت وقف و هبه ، می توان گفت كه هر دو از عقود هستند و قبض در هر دو ، شرط است . همچنين درمواردی که رجوع از هبه جايزنيست ، آن هبه ، محکوم به حکم وقف است ، مثلاً هنگامي كه شخصي بخشی از اموال خود را به موسسه خيريه ای به طور منجز هبه مي کند ، ازآنجاكه هبه «فی سبيل الله» و «عام المنفعه» است ، مانند وقف با آن برخورد مي شود ، چراکه در ملکيت شخص خاصی نيست . در چنين مواردی ، وقف و هبه بسيار به هم شبيه می شوند. (6)

 

         نذر و عهد و قسم : گاهی وقف با نذر ، عهد ، يا قسم پيوند می خورد به اين نحو که فرد موضوع نذر ، عهد يا قسم خود را وقف قرار می دهد و خود را ملتزم به وقف نمودن يک عين معيّن می نمايد . در چنين فرضی ادای نذر ، عهد یا قسم عمل نمودن به وقف می باشدو  در این فرض این دو نهاد مستقل با هم گره می خوردند ، در غیر اینصورت ، این دو ماهیتاً با هم فرق دارند . (7)

       وصيّت : در وصيّت نيز هرگاه موصی بگويد كه فلان ملک بعد از مرگ من ، وقف است و از اين سخن ، وصيّتِ به وقف فهميده شود ، وقف صحيح است و وقف و وصيّت با هم ارتباط پيدا می کنند .

       در وصيت ، مسأله ثلث مؤبّد و تحبيس بخشی از اموال نيز مطرح مي شود که اين دو ، بيشترين شباهت را به وقف دارند .

      نکته قابل توجه این است که وصیت و وقف در مسائلی مانند امور مربوط به متوليان و اوصياء و خیانت و عزل ایشان ، شباهت فراوانی دارند . (8)

 

       موات : ارتباط موات و وقف در اين است که زمين هاي موات می‌توانند مورد وقف قرار گيرند با اين توضيح که اولاً ، زمين های مرده اي که از اول موات بوده ، نمی توانند وقف شوند . ثانياً ، اگر زمين وقفی بميرد و نوع وقف ، کیفیت وقف و موقوفٌ علیهم مشخص نباشد ، آن زمین ، جزء انفال قرار می گیرد و اگر مشخص باشد ، احیاء کننده باید عواید زمین را طبق نیات واقفین به مصرف برساند و نمی‌تواند مالک آن شود . (9)

 

       مشترکات : مراد از مشترکات ، اموالی است که برعموم مردم يا عده ای خاص حبس شده و همه در ارتباط با آن برابرند ، مثل راه ها .  مشترکات گاهی بالطبع و بالاصل مشترک هستند مانند معادن ، و گاهی با وقف ، جزءِ مشترکات قرار می گيرند مانند مساجد ، مدارس و ...

       پس قلمرو مشترکات از وقف وسيع تر است به تعبير دقيق ، میتوان گفت مشترکات بالوقف ، از وقف نشأت می گيرند ولی در ادامه ، از مشترکات محسوب می شوند . مشترکات بالوقف ، نياز به متولی ندارند ولی اگر مشترکات وقفی خود دارای موقوفه باشند ، آن موقوفه ها به متولی احتياج دارند . با توجه به آنچه گفته شد ، برخی از موقوفات ، جزءِ مشترکات هستند . اصولاً شناخت ماهيت اوقاف عامه با بحث از خصوصيات ماهوی مشترکات کامل مي شود .

 

        بنياد خيريه : در بنيادها و انجمن های خيريه که در سازمان ثبت واسناد به ثبت می رسند ، مال ، حبس نمی شود ، به همین خاطر ، اموال مؤسسات به آسانی میتواند موردمعامله قرارگيرد ، هر چند در تمليک افراد نيست و از این جهت همانند وقف است . (10)

 

      حبس : حبس ، بيش از ساير اعمال حقوقی به وقف شبيه است و پاره ای از انواع حبس ، در حکم وقف می باشند . درحبس نيز مانند وقف ، تمليک مدخليت ندارد و مال به ملکيت «محبوس علیهم» در نمی آید . تفاوت وقف و تحبيس اين است که در وقف ، مدت معين نمی شود ، درحالی که حبس مي تواند موقت ، مؤبّد ، يا مطلق باشد . در حبس مؤبّد و در حبس مطلق که مدت معين نشده است ، حابس نمی تواند به ملک خود رجوع کند و اين دو نوع حبس ، در حکمِ وقف هستند . (11)

      سُکنی ، رقبی ، عُمری : سُکنی ، رُقبی ، و عُمری از تأسيسات حقوقی فقه اسلامی است که از جهاتی شبيه وقف و از جهاتی شبيه حبس بوده و در برخی موارد و مصاديق ، هم پوشانی دارند.

      در سکنی ، مالک خانه خود را برای سکونت فردی حبس مي کند با اين توضيح که خانه در ملکيت او باقی می ماند .
     اگر در سُکنی مدت مشخصی معيّن شود ، رقبی ناميده مي شود و اگر مدت تعين شده به ميزان عمر مالک يا منتفع باشد ، اصطلاحاً ، عمری گفته می شود . البته موضوع رقبی و عمری به مسکن محدود نبوده و در مورد هر چیزی که وقف آن صحیح باشد ، جاری می شوند ، ولی سکنی ، صرافاً در مورد مسکن است . (3)

     مجهول التولیه : موقوفه ای است که به علت نداشتن وقف نامه یا عدم ذکر یا صفت برای اداره آن ، نتوان شخص معینی را به عنوان متولی موقوفه تعیین کرد.

 

      سیره جاری : رویه ای مستنبط از نظر واقف که عواید موقوفه فاقد وقف نامه براساس آن مصرف می شده است .

 

      پذیره : وجهی است که به هنگام اجاره اراضی موقوفه با اعطای حق تملک اعیان از مستاجر دریافت می شود .

 

      اهدایی : وجهی که به جز موارد اجاره ، پذیره ، سرقفلی و پذیره انتقال به موقوفه تقدیم می گردد.

 

      تعدی : تجاوز متولی یا ناظر یا امین موقوفه یا اماکن مذهبی از حدود قانون یا اذن ویا متعارف نسبت به موقوفه واماکن مذهبی ویا حقوق آنها .

 

      تفریط : ترک عملی از سوی متولی یا ناظر و یا امین که به موجب وظایف معین و یا قانون و یا متعارف برای حفظ عین و منافع موقوفه و یا امکان مذهبی لازم است .

 

 

        چگونه وقف کنیم

     برای تنظیم وقف نامه و تثبیت مالکیت مراتب را به واحدهای اوقافی اعلام تا پس از بررسی نسبت به صدور معرفینامه به یکی از دفاتر اسناد رسمی تنظیم و مالکیت از شخص بنام وقف انتقا ل گردد .

        با توجه به ماهيت امور خيريه گوناگون ، جايگاه ويژه و منحصربفرد وقف ، جلب نظر مي کند ، در وقف ، خيّرين امکان تأسيس نهادی را دارند که برای هميشه مستقل از مالک به حيات اقتصادی و انتفاعی خود ادامه مي دهد ، ولي در ساير امور خيريه مانند صدقه و هبه ، مالی به غير منتقل مي شود و درنهايت به مصرف مي رسد .

       حداقل شدن ريسک سرمايه در گذر زمان ، به صفر رسيدن دخالت مالک در اعيان وقفی ، افزايش خدمات عمومی و کاهش هزينه های خدمت رساني با افزايش موقوفات به صورت تجمعی طي سا لهای متمادی ، ورود به حوزه های جديد خدمت رسانی و...  برخی از ويژگي های انحصاری نهاد وقف در نظام اجتماعی اسلامی است . البته اين نهاد عظيم طي دوره های مختلف اسلامی ، دچار تحولات گسترده ای شده است که در ادامه برخی از آنها در تاريخ ايران اسلامی بررسی می شوند .

 

        وقف

        تعاریف و اصطلاحات

 

 

  • (1).لغتنامه دهخدا، مدخل وقف

  • (2).قانون مدنی ايران مصوب 18/2/1307 مجموعه اوقاف، زيرنظر عباسعلی رحيمی اصفهانی تهران:رياست جمهوری، معاونت پژوهش، تدوين و تنقيح قوانين و مقررات، ۱۳۸۰ ، ص ۲۷

  • (3). a.b.امام خمينی، ترجمه تحريرالوسيله، ترجمه سيد محمد باقر موسوی همدانی، (قم: انتشارات دارالعلم، چاپ اول،۱۳۶۹ )،ج ۲، ص ۲۹۹

  • (4).مينودخت، مصطفوی رجالی، وقف در ايران، ۱۳۵۱ ، ص ۶۸

  • (5).احمد، صادقی گلدر،مقدمه ای بر فرهنگ وقف،تهران: نشر صائن، ۱۳۸۵ ، ص ۱۵۵

  • (6).امام خمينی، ترجمه تحريرالوسيله، ترجمه سيد محمد باقر موسوی همدانی، (قم: انتشارات دارالعلم، چاپ اول، ۲۹۲_ ۱۳۶۹ )، ج ۲، ص ۲۹۱

  • (7).احمد، صادقی گلدر،مقدمه ای بر فرهنگ وقف، ص ۱۴۷

  • (8).همان، ۱۴۸

  • (9).همان، ص ۱۵۱

  • (10).همان، ص ۱۴۹

  • (11).امام خمينی، ترجمه تحريرالوسيله، ج ۲، صص ۳۳۱-335