پرینت

زیارت عاشورا نمی خوانم

 

 

     ولی گریه یتیمی در دلم عاشورا به پا می کند......!

 

     امیدوارم ببخشی از اینکه صدای گریه هاتو نمی شنویم ...

     گوشا و ذهنمون پر شده از دعوای زرگری و شاید جدی همشهری هامون که سر لحاف ملانصرالدین ، با هم دعوا می کنن و خیلی از مسائل جدی ترو فراموش کردن. از جمله کودکانی مثل تورو.

     مارو ببخش ما ...

     قربون قد و بالات برم ، قربون اون چشای قشنگت برم که زیر چارقد مندرست پنهونشون کردی ، قربون اون چشات برم که باید آسمون آبی و بدون ابرو می دید ، ولی الان پر اشکه ... آی فدای اون دستای کوچکت برم که به جای قلمو کاغذ ، گوشهء چارقد رنگو رو رفته تو گرفته ..............

    ای کاش چشام کور می شدندو تورو با این لباسای پاره پوره و رنگ و رو رفته نمی دیدند ....

    امیدوارم ببخشی از اینکه در همسایگی کسانی زندگی می کنی بجای اینکه هممو غممشون رسیدگی به کودکانی چون تو باشه ، در پی رسیدن به آمال و آرزوهای دور و درازشون ، کودکانی مثل تو رو  ندیده می گیرند .......... واقعآ متاسف و شرمنده ام .

    امیدوارم ببخشی از اینکه صدای بیکسی و تنهایتو نمی شنویم ............

   گوشامون پر شده از زرقو برقای دنیا ، از قیمت  دلار ،  سکه ، ویلا ، زمین ، اتومبیلای جست بالا ، خرید و ساخت برجکها ،  واردات و فروش آخرین مدل ماشینای خارجی ، از بین بردن تمام زمینای مزروعی و رویاندن ویلاهای آنچنانی .... غرق دنیا شدیمو " انسانیتو "  کلآ  فراموش کردیم .

    باز هم می گویم مارو ببخش .... والله ما کاره ای نیستیم ، غیر از یک تماشاچی بدون بلیط ، که تمامی صحنه های بازی رو ، فقط باید مث بچه آدم ... بشینیمو نگا کنیم .....

 

ما تماشاچی بازی بزرگانیم